محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 76
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
علم كند - به واسطه جهل مركّب - حالش تباه گرديده و به وادى ضلالت افتاده ، وبسيار باشد كه جمعى از مردمان به سبب او گمراه گرديده از طريقهء حق دور شوند و به وادى خذلان روى آورند ، و اگر كسى بر بد اعتقادى اين گروه واقف باشد و در باطن به بطلان ايشان معترف ؛ امّا به جهت فريفتن خلق اين طايفه را مدح گويد وايشان را از نيكان ودوستان خدا شمارد ، و از براى دنيا دين را از دست داده باشد ، و به عمد مردمان را گمراه كرده ، و از براى زخارف دنيا از نعمت عُقبى بىبهره گشته دانسته از طريق حق انحراف نموده و از مذهب اماميّه بيزار گشته وگمراه كننده باشد ، وحالش از ديگران بدتر ، پس اگر آن كس دعواى تشيع كند ، بايد كه شيعه قبول نكنند واو را از شيعه نشمارند ، زيرا كه ناچار است او را از اعتراف نمودن به حلول واتّحاد ووحدت وجود ، و از قايل بودن به جبر ، ومحبت ورزيدن با يهود وترسا وگبر ، ودوست داشتن ابو بكر وعمر ، وعثمان ويزيد ومعاويه وابو سفيان لعنهم اللَّه تعالى ، و جميع فسّاق وفجّار و ساير مشركين وكفّار ، و اگر اظهار دشمنى آنها نمايد بايد كه شيعه باور نكند هر چند كه آنها را لعنت كند بايد كه شيعه فريب نخورد ، زيرا كه ايشان لعنت را عين رحمت مىدانند . بعضى از ايشان مىگويند : لعنت چهار حرف است ، و هر يك از اين چهار ؛ اسمىاند از اسماء اللَّه ، پس لعنت عين