أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

728

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

از مرگ نمىترسم و اگر چنين كنيد كيست كه شماها را به وطن رساند ؟ بايد كه روزى چند صبر كنيد ، پس اگر به ساحل نرسيديد هرچه خواهيد بكنيد . آن مردم با خود بينديشيدند كه : اگر اين را هلاك كنيم باعث هلاك خود شده‌ايم و اگر زنده باشد شايد به جايى برسيم ، پس طوعا و كرها روانه بيشتر شدند ، و بعد از سى و سه روز زمين به‌نظر ايشان درآمد ، و آن يكى از جزيره‌هاى « ماهامه » « 1 » بود ، كلمنس از كشتى فرود آمد و تماشاى آن شهر نمود و حيران شده با خود گفت كه : اين آن هندوستان نيست كه در پى تجسّس آن ، اين محنتها كشيده‌ام و ساكنان آن جزيره همه سياه رنگ و عريان بودند ، از اكل و شرب هرچه داشتند به تواضع پيش آمدند ، كلمنس محقّرى از تحايف فرنگ به ايشان داد و چندى در آنجا استقامت گزيد ، و باز بر « 2 » جهاز سوار شد و از مغرب پاره [ اى ] به طرف جنوب رفت ، و به جزيرهء كلان كه حالا آن را اسپانيوله مىنامند ، رسيد و در آنجا همهء « 3 » اسباب ضرورى را از مأكول و مشروب و ملبوس حمل نمود ، و ساكنان آن جزيره بسيار خليق و خوشخوى و نرم‌گوى بودند ، و به ما حضر متواضع شدند ، و از تحايف آنجا چون مرواريد و ريزه‌هاى زر سرخ گذرانيدند . كلمنس بسيار راضى و خشنود گشت و دانست كه عنقريب رشتهء مقصود يعنى سير و تماشاى هندوستان ميسّر خواهد آمد ، و چند كس از ملازمان خود را در آن جزيره گذاشته باز به ملك اسپين عزيمت كرد ، و دو سه كس از

--> ( 1 ) ماهامه - باهاما . ( 2 ) به : « ب » . ( 3 ) هم : « الف » .