أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )
729
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )
ساكنان آنجا را همراه گرفت و از زر و مرواريد و اسلحهء آن ديار و ديگر كارخانجات و زيورآلات و ميوهجات و آنچه كه « 1 » در آن جزيره پيدا مىشد ، اندكاندك از آن با خود گرفت و به خدمت پادشاه اسپين پيوست ، و آنچه كه آورده بود بهنظر پادشاه درآورد ، و احترام يافت ، و بعد از دو ماه با هفده جهاز و يكهزار و پانصد كس كارآزموده با چند كس از سرداران ذىشان از پادشاه رخصت شده بر جهاز نشستند و در چند روز به جزيرهء اسپانيوله رسيدند ، سه صد كس آنجا گذاشت و آن ملك را بىجنگ به تصرّف پادشاه اسپين درآورد ، و چند قلعه براى استقامت و حفاظت مردم عمارت فرمود . پس از آن جهاز را به طرف جنوب راند تا به جزيرهء « كوپه » « 2 » به كاف تازى رسيد ، و آن جزيره را بسيار آباد يافت ، و معادن زر در آنجا به وفور ديد ، سكنهء آنجا بىجنگ محكوم او شدند ، و آن جزيره را به نام بيگم به باغ بيگم موسوم « 3 » ساخت ، و چند كس از معتمدان خود را در آنجا گذاشته باز به اسپانيوله شتافت . در خلال اين احوال بعضى از دشمنان كه از اقبالش حسرت مىخوردند در حضور پادشاه او را به خود رأيى و خيال رياست متّهم ساختند ، پادشاه جاسوسان پيش او فرستاد ، كلمنس از اين معنى خبر يافت و مزاج پادشاه را از خود مطمئن ساخت ، و به دستور سابق مقرّب حضور گشت ، و حسب الحكم پادشاه به اسپانيوله شتافت ، و در سال ديگر بر جهازها سوار شد و هفده شبانه
--> ( 1 ) كه : در « د » نيامده است . ( 2 ) كوپه - كوبا . ( 3 ) مرسوم : « د » .