أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )

49

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى )

و كشور پرداخته ، برخى از روزگار را در آن باب به پايان رسانيده‌اند . لهذا اين سرگشتهء ممتحن « 1 » و مبتلاى به انواع غموم و محن « 2 » چون از حوادث روزگار ، و كج نهادى فلك كجمدار از أوطان و خدمت به « 3 » اخوان و خلّان « 4 » دور افتاد ، و از فيض زيارات « 5 » عتبات عاليات عرش درجات محروم ماند ، و به مسافرت بلدان ، چون كشور هندوستان و گشت و سياحت آن سامان و نحو آن مبتلا گرديد ، و مدّت مديده صحرا نوردى را گزيد ، به خاطر حزين رسيد كه در عين ايجاز و اختصار ، معرّى « 6 » از آرايش عبارات و تزئين مقالات ، مجملى از مفصّل ، و مختصرى از مطوّل احوال آن بلاد و اهالى آن را بنگارد كه به جهت دوستان تحفه و از براى متّعظان « 7 » موعظه و تذكره « 8 » باشد . و در اوان شروع چنين خيال نمود كه : قبل از بيان مقصود چند ورقى را مزيّن نمايد به ذكر سلسلهء علّيّهء عاليهء عالمين عاملين كاملين فاضلين تقيّين نقيّين صالحين زاهدين ورعين ، المجتهدين على الاطلاق ، و المشهورين في جميع الآفاق ، الّذين لم ينكر فضلهما عالم و لا جاهل و لم يغمض فيهما دنيّ و لا فاضل ، و أذعن بجلالة شأنهما الأواخر و الأوائل ، أعني : ذا الفخر الجليّ ، الملّا

--> ( 1 ) ممتحن : امتحان شده . ( 2 ) محن : رنجها ( جمع محنت ) . ( 3 ) به : در « د » نيامده است . ( 4 ) خلّان : دوستان ( جمع خليل ) . ( 5 ) زيارت : « الف ، ب » . ( 6 ) معرّى : برهنه ، خالى . ( 7 ) متّعظان : پند پذيران ، نصيحت گوش دهندگان . ( 8 ) تذكره : يادآورى ، تذكّر .