محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

50

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

روز عاشورا همه اهل حلب * باب انطاكيه اندر تا به شب گرد آمد مرد و زن جمعى عظيم * ماتم آن خاندان دارد مقيم تا به شب نوحه كنند اندر پكا * شيعه عاشورا براى كربلا بشمرند آن ظلمها وامتحان * كز يزيد وشمر ديد آن خاندان نعره‌هاشان مىرود بر ويل ودشت « 1 » * پرهمى گردد همه صحرا ودشت يك غريبى شاعرى از ره رسي * دروز عاشورا و آن افغان شنيد شهر را بگذاشت و آن سو رأى كرد * قصد جُست وجوى آن هيهاى كرد پرس پرسان مىشد اندر افتقاد * چيست اين غم بر كه اين ماتم فتاد اين رئيسى زفت باشد كو بمرد * اين چنين مجمع نباشد كار خُرد

--> ( 1 ) در مصدر به جاى « نعره‌هاشان مىرود بر ويل ودشت » ( از غريو ونعرها در سرگذشت ) آمده است