محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
51
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
نام او القاب او شرحم دهيدكه غريبم من شما اهل دهيدچيست نام پيشه واوصاف اوتا بگويم مرثيهء الطاف اومرثيه سازم كه مردى شاعرمتا از اينجا برگ ولالنگى برمآن يكى گفتش كه تو ديوانهاىتو نهاى شيعه عدوّ خانهاىروز عاشورا نمىدانى كه هستماتم جانى كه از قربى بهستپيش مؤمن كى بود اين قصه خوارقدر عشق گوش ؛ عشق گوشوار « 1 » پيش مؤمن ماتم آن پاك روحشهرهتر باشد ز صد طوفان نوحگفت آرى ليك كو دور يزيدكى بداست آن غم چه دير اينجارسيدچشم كوران آن خسارت را بديدگوش كرّان اين حكايتها شنيدخفته بودستيد تا اكنون شماتا كنون جامه دريديد از عزا ؟
--> ( 1 ) كلمه « گوشوار » را كناية از « سبط پيغمبر » آورده است