محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
40
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
وزقّوم و شراب من غسلين خواهند كشيد ، هرچند در عقب او الطاف الهى ندا كرد - از قرآن ورسل ناصحين - كه برگرد كه عاقبت هلاك مىشوى ! ملتفت نشده ، به چريدن مشغول شده ؛ روانه شد ، و در اين صورت حق تعالى او را به خود مىگذارد و ديگر امداد او نمىكند ، واو را مخذول مىكند ، يعنى او را ديگر اعانت نمىكند ، و از اين تقصيرى بر خدا لازم نمىآيد ، و اين معنى ( تُضِلُّ مَنْ تَشآءُ ) است . ومقدمه ثانيه آن است كه : بندهء مختار كه معصيت اختيار كرده ومستحق عقوبت الهى شده گاهى عقوبت او را در دنيا قرار مىدهد ، و گاهى به قيامت مىاندازد ، و از بسيارى عفو مىكند ، چنان كه فرموده است : ( وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٌ ) « 1 » . و چون اين دو مقدمه معلوم شد ، پس بدانكه هر بنده كه مستحق شد ومشيت الهى قرار گرفت كه در دار دنيا او را عقوبت كند و از او انتقام بكشد ، گاهى هست كه ايشان را به بيمارى ومصائب اقرباء مبتلا مىكند ، وگاه به طاعون ووبا ، وگاه به قحط وغلا ، وگاه باشد كه جمعى از بندگانش به سبب كثرت معاصى مستحق انتقام او شده باشد ، و به سوء اختيار خود مشغول ظلم وتعدّى بر بندگان خدا شود ، و در اين بين رو كند به طائفهاى از بندگان خدا كه مستحق انتقام شده باشند ، فى الحال اگر حق تعالى در مقام انتقام به همين ظلم ظالم اكتفا كند ، يعنى مانع او نشود ؛ نه اينكه راضى به فعل او باشد ، كه هم او به سوء اختيار خود ومستدرج بودن ظلم خود را كرده ، وهم انتقام وعقوبت اين بندگان به عمل آمده خواهد بود ، در اين وقت هيچ قبحى لازم نمىآيد ، به
--> ( 1 ) الشورى ( 42 ) : 30