محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

38

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ) « 1 » الآية . و حاصل آنكه : در قرآن آياتى هست كه محكم است ، ومدلول ومفهوم آن صحيح و مطابق عقل صريح وبىعيب است ، و آيات ديگر هست كه متشابه است ، يعنى يا معنى آنها هيچ معلوم نيست ، مثل « الم » و « حم » و « الر » و امثال اينها ، يا اگر ظاهر باشد مطابق قواعد عقول ظاهره وافهام عامّه نيست ، بلكه علم به معنى آنها در نزد خدا وراسخين در علم است ، ومنع كرده از متشابهات ؛ وفرموده است كه رد كنيد علم آنها را به خدا وراسخين در علم ، پس بايد متابعت محكمات كرد ، پس هرچند آيهء ( يُضِلُّ مَنْ يَشآءُ ) ظاهر در جبر باشد لكن آيهء ( وَما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ) « 2 » و امثال آن صريح در نفى جبر است ، وعلم به مراد از آيهء ( يُضِلُّ مَنْ يَشآءُ ) با خداى تعالى واولياى او است ، چنان كه فرموده‌اند كه : مراد از هدايت و اضلال در آيه توفيق وخذلان است ، و اين منافاتى با اختيار ندارد ، چنان كه محقق است . و اما ثانى پس مىگوئيم : اولًا ، هرگاه مانع نشدن جناب اقدس الهى دليل رضاى او باشد ، پس بايد كه حق تعالى راضى به فعل ابن ملجم وشمر هم باشد ، پس آنها بد نكرده‌اند ، وموافق رضاى خدا كرده‌اند ، و ديگر لعن كردن و بد گفتن آنها بىوجه است . وثانياً ، مىگوئيم كه : مانع نشدن حق تعالى مستلزم رضا به افعال ايشان نيست ، و اين محتاج است به تمهيد دو مقدمه . مقدمهء اولى اين است كه : حق تعالى بنده را مختار خلق كرده ، يعنى

--> ( 1 ) آل عمران ( 3 ) : 7 ( 2 ) النحل ( 16 ) : 118