محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
مقدمه 22
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
براى اين كه علت مخالفت ومبارزات مرحوم آقا محمّد على با صوفيان كاملًا روشن شود لازم است بطور كوتاه به تاريخچهء پيدايش تصوّف وتطبيق عقايد آنها با منطق اسلام ومرام اهل بيت عصمت و طهارت ، اشاره كنيم . به چه كسى صوفى مىگويند ؟ دربارهء اين كه « صوفى » به چه كسى مىگويند و « تصوّف » چه لفظى است آراء وعقايد گوناگون ذكر شده است تا آنجا كه خود صوفيه دربارهء وجه تسميهء اين لفظ دچار تحيّر شدهاند نظرياتى ابراز كردهاند كه با هيچيك از قواعد زبان عربى سازگار نيست 1 . حاج عباس على كيوان قزوينى كه طبق اظهار خود چهل سال در وادى تصوّف گام زده ، وهفده سال قطب صوفيان بوده ، وسپس از قطبيّت ومسلك صوفيگرى به كلّى كناره گرفته است ، در كتاب استوارنامه خود كه دربارهء اعمال وعقايد صوفيه نوشته است ، مىگويد : لفظ تصوّف معنى لغوى ندارد . . . مصدر جعلى است نه اصلى يعنى : بعد از معنى اصطلاحى لفظ صوفى جعل شده براى معنى صوفى شدن يا خود را صوفى ناميدن بدون حق ، يا دستهبندى كردن اعتقادات و رفتار خاصّهء صوفيان را ، يا رنج بردن براى صوفى شدن ولفظ متصوّف است مانند صوفيه بجاى جمع صوفى 2 . وى در جاى ديگر مىنويسد : بايد دانست كه ريشهء تصوف در هند بوده و به زبان « سانسكريت » تدوين شده بود و از هند به ايران آمد پيش از آمدن
--> ( 1 ) مراجعه شود به مقدمهء كتاب تحفة الاخيار : 10 - 14 . ( 2 ) استوار نامهء كيوان قزوينى : 6 مقدمهء چهارم .