محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
مقدمه 23
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
اسلام به دنيا ، و از ايران به اسلام در اواخر قرن اول سرايت نموده ، و به تدريج انتشار يافت وتشبّه به اساس اسلامى شد با آنكه در باطن ضد اسلام ومخلّ آن است 1 . در مقدمهء كتاب « نفحات الانس » جامى ، نيز پس از نقل اقوال مختلف در وجه تسميهء « صوفى » مىنويسد : از اين اقوال پراكنده دو موضوع روشن مىگردد : يكى اينكه : اشتقاق صحيحى براى كلمهء « صوفى » در دست نيست ، و ديگر آن كه : اين كلمه عربى الأصل نمىباشد زيرا . . . تا قرن دوم هجرى از صوفى اسمى نبود و پس از ورود ملل مختلف در اسلام فرق گوناگون وخصوصاً صوفيه در اسلام پيدا شدند ، و گمان مىرود كه اين كلمهء يونانى الاصل است و از « سوفيا » گرفته شده است 2 . . . . بنابراين ؛ دربارهء معنى « تصوّف » و اين كه « صوفى » چه كسى را گويند ، بايد اعتراف كرد كه تعريف جامعى كه دربر گيرندهء تمامى طريقهها وروشهاى صوفيه بوده و مورد قبول همگان قرار گرفته باشد يافت نمىشود ، زيرا تفاوتهاى بسيارى در تفصيلات ووقايع تصوّف وجود دارد وعلاوه بر تحولات وتطورات داخلى كه در نهضتهاى تصوف حادث شده ، عكس العملهاى خارجى وتأثيرات تاريخى كه آثار آنها در محيطهاى گوناگون تصوّف نفوذ داشته است ، منجر به اختلاف وانشعابات بسيار وانقساماتى در پايهء نظرى اين جماعت گرديده است . گويند : ابومنصور عبدالقادر بغدادى ( متوفى 429 ه . ) برحسب حروف
--> ( 1 ) استوار نامهء كيوان قزوينى : 2 / 88 . ( 2 ) نفحات الانس : 15 ( مقدمه مصحح ) .