السيد ابو القاسم النقيبي

89

اقوال العلماء في ترجمة المولى محسن فيض الكاشاني

بحراني سالف الترجمة مسموعش گرديد محض براي تحصيل علوم دينيّه مسافرت شيراز را تصميم داد ، لكن والد ماجدش ملّاشاه مرتضى اجازه نمىداد وبالآخرة بناى استخاره‌ى قرآن مجيد گذاشته وبدين آيه‌ى شريفه تصادف نمودند : « فَلَولا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرقَةٍ منْهُم طائفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا في الدّين - الآية » پس به همين ديوان معروف منسوب بحضرت أمير المؤمنين عليه السلام تفأّل كرده وبدين أبيات تصادف نمودند : تَغَرَّب عن الأَوطان في طلب العُلى * وسافر ففي الأسفار خمسُ فوائدِ تفرُّج همٍّ واكتساب معيشة * وعلم وآداب و « صحبة ماجدِ » اينك علاوة بر موافق نيّت ومرام بودن فال واستخاره توافق كلمهء « صحبة ماجد » در اين بيت با مرام اصلى كه استفاده از « سيّد ماجد » بوده جالب حيرت گرديد . فيض به شيراز رفت ، علوم شرعيّه را از سيّد ماجد تكميل وعلوم عقليّه را نيز از يگانه فيلسوف اسلامى ملّاصدرا بلكه موافق آنچه استظهار مىشود از ميرداماد نيز اخذ نمود وچنانچه در شرح حال ملّاعبدالرزاق فيّاض اشاره شد دختر ملّاصدرا را هم ازدواج كرد وأين لقب فيض وفيّاض نيز از أو بوده است . امّا نسبت تصوّف باطل به فيض كاشاني موافق آن‌چه در روضات فرموده واز سيّد نعمة اللَّه الجزائري از اجلّاى تلامذه‌ى خود فيض واز ديگر اجلّه هم نقل شده دروغ وتهمت وبهتان است وخود فيض در موارد بسيارى خصوصاً در كتاب طريفه‌ى خود طعن‌هاى بسيارى بر صوفيّه وارد آورده ومسلك تصوّف وأطوار ناشايست وعادات نابايست ايشان را كه قلم از نگارش آنها در الَم است شديداً انكار كرده ودر توبيخ وملامت ايشان اهتمام تمام داشته است . ملّامحمّد طاهر قمى وبعضى از اجلّاى ديگر كه در بدايت حال با فيض معاندت داشته‌اند