الفيض الكاشاني ( مترجم : عبد الله موحدى )

33

نوگويه ها ( الكلمات الطريفة ) ( فارسى )

كلمهء 8 داستان براى نصب خليفه نشستند و بيعت را در سقيفه بستند و تو چه مىدانى سقيفه چيست ؟ چه مىدانى خليفه چيست ؟ آنان از غسل و تكفين و عزادارى پيامبر صلى الله عليه و آله روى برتافتند و به فراهم‌سازى وسايل رياست براى خود و زنده كردن كينه‌ها ، ضدّ سرور بندگان خدا پرداختند ، بزرگى كه آنان از ترسِ شمشير و جنگِ او ، اسلام آوردند ، پس از آن كه وى پدران و فرزندان‌شان را در نبردهاى مختلف به خاك انداخته بود . عمود خلافت را بر دوش گرفتند و پيمان‌هاى خود را پس از اين ماجرا به دور انداختند و بر بندگان خدا ادّعاى سرورى كردند و خود را به باطل و بهتان ، جانشينان پيامبر صلى الله عليه و آله ناميدند بدون آن كه گامى استوار در دانشى داشته باشند يا پيشگامى در برترى و فضلى . آرى ! آنان در شرك و گناه به پيرى رسيده بودند و موىشان در پرستش بت‌ها سپيد گشته بود ، پس براى رسيدن به آنچه داعيهء آن را داشتند به هر گونه خدعه و نيرنگ دست زدند و نگاه دغل‌بازان و فريب‌كاران را به سوى خود كردند ، آنان كه بنيادشان بر نفاق رشد يافته و با زبان خود اظهار ايمان مىكردند ؛ در حالى كه در دل‌هاىشان ايمانى نبود . كفر مداوم آنان براىشان سزاوارتر ، نفرين خدا و تمامى نفرين كنندگان بر آنان باد ! آنان كسانى بودند كه زندگى فُرُودين دنيا را بر حيات فرازين آخرت برگزيدند ، پس عذاب آنان كم نگردد و هرگز كسى به يارىشان برنخيزد .