الفيض الكاشاني ( مترجم : عبد الله موحدى )
105
نوگويه ها ( الكلمات الطريفة ) ( فارسى )
[ كلمهء 43 ] نادانانگارى بعضى از مردم ، فلسفه را با كلام و برهان را با جدل درآميختهاند . آنان نه هرگز دانشى را به استوارى فراگرفته و نه خيرى در رفتار آوردهاند . گاهى آنان را اهل برهان يا بى و گاهى در جدل بينى ، گاهى اشعرى و برههاى معتزلى مىنمايند . از اين گروه ، بخشى و از آن ، قسمتى برمىگيرند . گاهى به خير روى مىآورند و گاهى به مُنكر مىگرايند و با خرد و انديشهء خود بدون آمادگى و پاكسازى درون ، به اسرار دين مىنگرند و با فكر خود ميان اهل جدل ، از فلسفه مىگويند بدون آن كه قلبِ خويش را از كدورتها پاك كرده ، به نور بيارايند ، سپس با ديدگاه خود ، باورهاىشان را درست پنداشته ، بر خوشپردازى آن تكيه مىكنند و با انديشهها و نگرشهاى خود در دين استناد مىجويند و به هر جا هواهاىشان ميل كند مىروند ؛ تو گويى در جهان ، دانشورى جز خود نمىشناسند . كسى از آنان گويد : من در علم خداوند با انديشههاى نابِ خود مسائلى را تحقيق كردهام كه پيش از آن تا امروز هيچكس آن را در نيافته است و در حدوث جهان با نكتهيابىهاى انديشهء ژرف خويش ، مطالبى را به تحقيق نشستهام كه هيچكس در هيچ زمانى به ژرفاى آن نرسيده است . آفرين ؛ آفرين ! يافتههاى تو بر تمامى جهانيان پنهان بوده ، آرى ! درست است كه آنچه بر ساير عالميان مخفى مانده بر تو آشكار آيد ، راستى كه تو برترين هستى !