الفيض الكاشاني
72
الكلمات المكنونة ( طبع كنگره فيض )
درياى كهن چو بر زند موجى نو * موجش خوانند ودر حقيقت درياست « 1 » تمثيل آخر : پرتو آفتاب كه بر زمين مىافتد در حدّ ذات خود منقسم ومتكثّر نمىشود ، واگر بر شيشههاى متلوّن تابد هر جا به رنگى نمايد ودر نفس امر از رنگ مبرّاست ، واگر بر قاذورات افتد هيچ نقص در أو پيدا نشود ؛ چنانكه اگر بر لعل افتد هيچ شرف أو زيادة نگردد . جميع صور أعيان مظاهر نور حقّند - خواه ذهني وخواه خارجي ، خواه كامل وخواه ناقص - . أعيان همه شيشههاى گوناگون بود * كافتاد بر آن « 2 » پرتو خورشيد وجود هر شيشه كه بود سرخ يا زرد وكبود * خورشيد در آن هم به همان رنگ نمود « 3 » تمثيل آخر « 4 » : چون تو روى به ديوارى آورى كه در روى آن آينههاى مختلف نشانيده باشند ، هر آينه صورت تو در هر آينه از آن آينهها ظاهر خواهد شد - وليكن [ به ] ظهورات مختلف به حسب اختلاف جواهر آينهها در نمايندگى وكبر وصغر واشكال - وشكّى نيست كه تويى كه در آن آينهها مىنمايى وجز تو كسى ديگر نيست وتو خود همچنانى وبه همان صفتي كه بودى در مرتبهء خود . معشوقه يكى است ليك بنهاده به پيش * از بهر نظاره صد هزار آينه بيش در هر يك از آن آينهها بنمود * بر قدر صقالت وصفا صورت خويش تمثيل آخر : شكّ نيست كه آفتاب به نوري كه در ذات اوست منوّر است ، نه به اين نوري كه در ماه است يا زمين . وآن نور كه در ذات اوست تجزيه وانتقال وحركت نپذيرفته وبه حال خود باقي است . وبا اين حال نور ماه وزمين عين نور آفتاب است ؛ يعنى ماه يا زمين نيست الّا جرمي تيره ، وبر همان تيرگى خود ثابت وباقي است كه اگر تيرگى از
--> ( 1 ) - ديوان بابا أفضل كاشاني رحمه الله ، رباعيّات . ( 2 ) - الف : أو . ( 3 ) - نقد النصوص ، ص 72 . ( 4 ) - الف : - تمثيل آخر .