الفيض الكاشاني
327
الكلمات المكنونة ( طبع كنگره فيض )
حافظ از چشمه حكمت به كف آور جامى 284 حافظ اگر قدم نهى در ره خاندان به صدق 265 حجاب روى تو هم روى توست در همه حال 37 حسن از حقّ است وعشق از حقّ 115 حسن واحسان چو جمله از توست 116 حقّا كه نديدهاند در روى بتان 113 حقّ جان جهان است وجهان جمله بدن 77 حقّ وحداني وفيض حقّ وحداني 84 حمله ديگر بميرم از بشر 167 حملهشان پيدا وناپيداست باد 43 خرد را نيست تاب نور آن روى 38 خفي لإفراط الظهور تعرّضت 37 خلق را چون آب دان صاف وزلال 137 خواهم بكنم گنه نخواهم نكنم 135 خواهى كه تا بيايى يك لحظه مجويش 36 خوبرويان آيينهء خوبى أو 156 ، 137 خورشيد آسمان ظهورم عجب مدار 152 خوش در آغوش آورم روزى 162 در انجمن فرق ونهانخانه جمع 56 در أو چيزى دو ساعت مى نپايد 86 در اين ورطه كشتى فروشد هزار 26 در بحر عشق كشتى مايى ما شكست 148 در بلا هم مىچشم لذّات أو 121 در پرده عاشقى نهان كيست 116 در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند 137 در تموز گرم مىبينند دى 154 در جهان شاهدي وما فارغ 25