الفيض الكاشاني

328

الكلمات المكنونة ( طبع كنگره فيض )

در چشم تو صورت ار چه بسيار آمد 93 در چشم محقّق كه حديد البصر است 58 در حسن بتان تجلى أو است 115 در دل انگور مى را ديده‌اند 153 در ديدهء ديده ديده مىبايد 30 در سفر گر روم بيني يا ختن 120 در گنه أو از أدب پنهانش كرد 144 در مدرسه هر علم كه آموخته‌اند 272 در هرچه ديده‌ام تو پديدار بوده‌اى 78 در هر عدد ز روى حقيقت چو بنگرى 69 در هر يك از آن آينه‌ها بنمود 72 در هواي عشق حقّ رقصان شوند 166 درياى كهن چو بر زند موجى نو 72 دگر باره شود پيدا جهانى 86 دلى كز معرفت نور وصفا ديد 27 دم رحمانم آمده ز يمن 162 دواؤك فيك وما تشعر 157 دوست نزديكتر از من به من است 27 دو سر خط حلقه هستى 97 ديدم همه طالبان ومطلوبان را 64 ديشب گله زلفش با باد همى گفتم 117 ذاتي كه نگنجد به خيال من وتو 52 ذرهء كاندر همه ارض وسماست 254 رسا گر نيست دست من به قرب دوست يكتا 13 رفتم چو من از ميان تو را دانستم 148 رفتند محبّان نخستين ره دوزخ 269 رگ رگ است اين آب شيرين وآب شور 223