الفيض الكاشاني
162
الكلمات المكنونة ( طبع كنگره فيض )
پير ميخانهء الست منم * مستى چرخ از سبوى من است ماه بهر من است لاغر وزرد * مهر هم گرم جستجوى من است بهر من مىدود سپهر برين * انجمش هم نثار كوى من است نفس كلّى وعقل أول را * گردش آسيا ز جوى من است عشق مشاطهاى است حسنم را * كون آينهدار روى من است نفس كدبانويى است در حرمم * طبع همراه رفت وروى من است پاسبانى است عقل بر در من * وهم مسكين گداى كوى من است هر چه جز حقّ به من بود محتاج * گر محبّ است وگر عدوى من است هست چوگان عشق در دستم * هم نه وهم چهار كوى من است بهر من ساختند هشت بهشت * نار هم بهر شستشوى من است كون را في الحقيقة قبله منم * روى هر دو جهان به سوى من است دم رحمانم آمده ز يمن * همه عالم گرفته بوى من است هفت دريا اگر شود پر مى * كمترين جرعهء گلوى من است كار من جستجوى أو دايم * كار أو نيز جستجوى من است سخنم گفتگوى اوست مدام * سخنش نيز گفتگوى من است هر كجا فتنه وآشوبى است * شرح أحوال تو به توى من است ناله گر ز خسته شنوى * آن صدايى ز هاى وهوى من است هر حديثي كه بوى درد كند * تو يقين دان كه گفتگوى من است خوش در آغوش آورم روزى * قامت آن كه آرزوى من است « 1 » أنظر إلى الكائنات العنصريّة كيف سلكت سبيل العالم الإنساني ، وتوجّهت شطر كعبة قلبه التي « 2 » فيها آيات بيّنات في صيرورة الأجسام الأسطقسيّة البعيدة الشبه له غذاء لطيفاً بعد تلطّفها يسيراً يسيراً ، وتحوّلها من حال إلى حال ، وطيّها درجات النبات والحيوان ، وقطع مسالكها البعيدة ودخولها في بلد قالبه وعالمه طائعة مسلّمة له دخول الناس في دين اللَّه أفواجاً .
--> ( 1 ) - ديوان مؤلف رحمه الله ، ج 2 ، ص 242 ، غزل شمارهء 139 وص 245 ، غزل شمارهء 141 . ( 2 ) - مط : قبلة الذي .