سيد محمد على ايازى

72

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

شود ، با معناى ششم ، همراهى خواهد داشت ؛ عقلى كه به دريافت حقايق و معرفت ربوبيّت ، نايل مىگردد . بنا بر اين ، از نظر ملّاصدرا ، عقل ، مراتبى دارد : عقل نظرى و عقل عملى ، و بستگى به استفاده از آن و برداشتن موانع براى به كارگيرى آن دارد . اين معانى ، هر چند طولىاند ، امّا مىتوانند يك مجموعه از حقيقت را تشكيل دهند و از اين جهت ، روايات كتاب عقل ، ناظر به مراتب ، درجات ، و افرادى كه با آن تعامل دارند ، مىشود . امّا در ديدگاه علّامه مجلسى ، هر چند به صراحت ، در تفسير برخى از معانىِ عقل و يا مراتب و درجات عقل ( مانند عقل مستفاد در معناى چهارم ) با ملّاصدرا همراهى ندارد ، امّا مىتوان در برخى موارد ، با نظريهء او جمع كرد ، مثلًا معناى اوّل عقل ، نيروى ادراك خير و شرّ ، ملكه و نيرويى است كه انسان را به گزينش خيرات و منافع و دورى از شرور و ضررها باز مىدارد . با عقل ، دين را انتخاب مىكند و راه بهشت را مىشناسد ( معناى سوم ) . از اين رو ، ممكن است كه در اوصاف عقل ، ميان ملّاصدرا و علّامه مجلسى اختلاف باشد ، يا چيستىِ آن با نگرش فلسفى ملّاصدرا ، گونه‌اى و علّامه مجلسى ، گونه‌اى ديگر باشد ، مانند اين كه عقل ، جوهر مجرّد قديمى باشد كه در ذات و فعلش بستگى به ماده ندارد ؛ امّا در كاركردها و دريافت‌هاى آن ، ميان اين دو شخصيت ، اختلافى نيست ، و در روايات ، به اين معانى توجّه شده است . پيشنهادهايى براى بهتر شدن اين رساله 1 . نويسندهء محترم براى بيان نظريات ملّاصدرا و علّامه مجلسى ، به نقل مستقيم ديدگاه‌هاى آنها پرداخته است كه اين كار ، باعث شده تا از طرفى ، بخش قابل توجّهى از رساله ، دربرگيرندهء عباراتِ اغلب طولانىِ ملّاصدرا و علّامه مجلسى باشد و از طرف ديگر ، خوانندهء مقاله را دچار ملالت خاطر گرداند . براى بر طرف شدن اين نقيصه ، مناسب است كه نقل قول‌هاى مستقيم و طولانى ، به عبارات غير مستقيم و كوتاه خلاصه شود و خواننده در صورت نياز ، از طريق ارجاعات ، به منابع اصلى