سيد محمد على ايازى

71

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

است ، دين دارد ، و كسى كه دين دارد ، به بهشت مىرود » ، با معناى دوم ، انطباق داده است . در نقد اين انطباق بايد گفت كه همان اشكالى كه در بيشتر موارد قبلى گفته شد ، در اين جا نيز وجود دارد ؛ زيرا معانى اوّل ، سوم ، چهارم و پنجم نيز قابل انطباق با اين حديث‌اند . در مورد معناى سوم نيز علّامه مجلسى فرموده كه حديث دوم ( كه مطابق آن ، آدم عليه السلام مخيّر به انتخاب يكى از عقل ، حيا و دين شده بود ) ، قابل انطباق با اين معناست و اين انطباق ، از اين جهتْ قابل نقد است كه معانى چهارم و پنجم نيز بر اين حديث قابل حمل‌اند . در مورد معناى چهارم ، پنجم و ششم هم ( همانطور كه قبلًا گفته شد ) ، علّامه مجلسى ، هيچ يك از روايات را بر آن حمل نكرده است . ج . جمع‌بندى معناى عقل با توجّه به آنچه در نقد ديدگاه‌هاى اين شخصيت‌ها در تفسير روايات و معناى عقل گفته شد ، هر يك از دو شخصيتِ شارح الكافى و مفسّر احاديث عقل ، تعريف‌هاى متفاوتى ارائه دادند . ملّاصدرا از معانى شش‌گانه‌اى كه ارائه داد ، تنها چهار معنا متّكى بر روايات بودند و اين چهار معنا اوّلًا ، با هفت روايت از مجموع 34 گانهء « كتاب العقل » ، قابل انطباق‌اند و مىتوان آن معانى را در مواردى ، با هم ادغام كرد ، مثلًا در معناى سوم مىگفت : بخشى از نفْس است كه به سبب مواظبت بر اعتقاد ، به تدريج ، حاصل مىگردد و از امور ارادى به شمار مىرود . چنين عقلى ، با معناى چهارمْ سازگار است كه گفته شده : عقل ، چهار گونه و مرتبه دارد : عقل بالقوّه ، عقل بالملكه ، عقل بالفعل و عقل مستفاد با معناى چهارم در بخش‌هايى همراهى دارد ؛ زيرا عقل ، به معناى چيزى است كه همگان با وجود آن در انسان ، مىگويند كه او عاقل است ، مانند خوب فهميدن و خوب ادراك كردن و همين عقل است كه اگر درست به كار گرفته