سيد محمد على ايازى
70
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
در نقد اين تطبيق بايد گفت كه همان اشكالات دوم و سوم كه در تطبيق روايت قبلى ، بر معناى ششم گفته شد ، اين جا نيز وارد است . ب . نقد ديدگاههاى علّامه مجلسى علّامه مجلسى ، در تطبيق معانى ششگانهء عقل بر روايات كتاب عقل و جهل الكافى ، شش معنا براى عقل برشمرد و به طور كلّى ، دو معناى اوّل را قابل انطباق با اكثر روايات عقل و جهل دانست ؛ امّا به طور خاص ، معناى اوّل را - كه همان نيروى ادراك خير و شرّ است - ، با حديث دوم - كه در آن ، امام على عليه السلام داستان مخيّر شدن آدم عليه السلام را بين انتخاب عقل ، دين و حيا ذكر كرده است - ، قابل انطباق دانسته است . در نقد ديدگاه علّامه مجلسى بايد گفت كه عقل در اين حديث ، چنانچه قابل تطبيق بر معناى اوّل ، دوم و سوم است ، معانى چهارم و پنجم را نيز شامل مىشود ؛ يعنى مىتواند مصداق هر يك از عقل نظرى و نفس ناطقه نيز باشد . وى معناى دوم را - كه عبارت است از : ملكه و حالتى در نفس انسان كه او را به گزينش خيرات و دورى شرور وا مىدارد - با حديث دوم ( يعنى روايتى كه مطابق آن ، آدم عليه السلام مخيّر به انتخاب يكى از عقل ، حيا و دين شده بود و عقل را برگزيد ) ، مطابق دانسته است . در نقد اين تطبيق گفته مىشود كه همان اشكال مربوط به معناى اوّل ، در اين جا نيز هست ؛ زيرا روايت ، قابل انطباق بر هر يك از پنج معناى اوّل است . همچنين علّامه مجلسى ، اين معنا ( معناى دوم ) را با حديث سوم كه مطابق آن ، امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « عقل ، چيزى است كه با آن ، خداى رحمان ، عبادت مىشود و بهشت به دست مىآيد » ، قابل انطباق دانسته است . در نقد اين انطباق بايد گفت كه اگر منظور از خير و شر در تعريف عقل ، خير و شرّ حقيقى است ، تطبيق اين معنا بر حديث ، اشكالى ندارد ، در غير اين صورت ، معانى ديگر نيز قابل انطباقاند . علّامه مجلسى ، حديث ششم را كه در آن ، امام صادق عليه السلام مىفرمايد : « هر كه عاقل