سيد محمد على ايازى

394

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

گرايش خود ، به بررسى جنبه‌هاى ويژه‌اى از قرآن پرداخته‌اند . عدّه‌اى با تكيه بر مباحث مربوط به ادبيات ، صَرف ، نحو ، لغت ، بلاغت و فصاحت ، به تفسير آيات پرداخته‌اند ( تفسير ادبى ) . برخى مفسّران نيز با استفاده از آيات قرآن ( آيات الأحكام ) در بيان احكام شرعى ، قواعد فقهى را استخراج كرده‌اند ( تفسير فقهى ) . گروهى ، به سبك و گرايش عرفانى ، باطنى ، رمزى و اشارى ، آيات قرآن را تفسير مىكنند ( تفسير عرفانى ) و برخى به كمك احاديثى از صحابه و تابعين و يا رواياتى از اهل بيت عليهم السلام به تفسير قرآن مىپردازند ( تفسير مأثور يا روايى ) . از جمله تفاسير اجتهادى ، تفسير كلامى است كه مفسّران در تفسير آيات و دفاع از مبانى فكرى و اعتقادى خود در كلام ، به پاسخگويى به شبهات پرداخته‌اند ( تفسير كلامى ) . به دليل اين كه برخى از تفاسير كلامى ، از روايات يا استدلال ، به شكل گسترده‌ترى استفاده كرده‌اند ، مىتوان داراى گرايش‌هاى كلامى - روايى يا كلامى - فلسفى باشند . قرآن كريم ، بدان جهت كه براى هدايت بشر نازل شده است ، عدّه‌اى از مفسّران ، آن را از جنبه‌هاى اخلاقى ، معنوى ، تربيتى و هدايتى ، تفسير نموده‌اند ( تفسير هدايتى ) . برخى تفاسير نيز منعكس‌كنندهء همهء جنبه‌هاى قرآنىاند ( تفسير جامع ) . در اين شرح ، مؤلّف ( شارح ) ، در تفسير آيات قرآن از شيوهء كلامى ، بهره گرفته است ، به طورى كه روش او در خصوص تفسير آيات متشابه قرآنى ، دو گونه است : يا به شكل ابداء احتمالات گوناگون و غير متناقض با يكديگر است كه ممكن است از يك آيه اراده شود ؛ زيرا به عقيدهء شارح ، قرآن ، داراى ظاهر و باطن است و باطن قرآن ، بطون كثيره‌اى دارد ، چنانچه در حديث آمده است : « قرآن ، حمّال ذو وجوه » « 1 » . . . ؛ يا تفسير آيهء متشابه ، از طريق نقل و روايت ، با حذف منقول عنه است .

--> ( 1 ) . نهج البلاغة ، نامهء 77 .