سيد محمد على ايازى
375
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
شده است . البته طبيعى است كه كار او بىنقص نباشد و بايد با تحقيقات كاملتر و دقيقترِ خود مؤلّف و ديگران ، اين راه ادامه يابد . از ويژگىهاى ديگر آن - كه به نوعى ويژگى مؤلّف است - صداقت در تحقيق است و اين كه ايشان با صداقت ، منابع خود را معرّفى و در كمال امانت ، از آنها نقلِ مطلب مىكند . اگر چه شايد در برخى موارد ، تكيه بر منابعى محدود و اعتماد كامل بدانها سبب كاهش قوّت تحقيق شده است ، امّا همين كه بى جهت اين مطلب ، كتمان نمىشود ، خود ، ويژگى مثبتى براى اين تحقيق است . نكتهء ديگر ، تلاش نگارنده در حفظ بىطرفى و رعايت انصاف در تحقيق ، و نقل و تقرير ديدگاه مخالفانى است كه مىخواهد سخنانشان را نقد كند . نمود بارز اين مطلب را در فصل دوم از بخش چهارم ، مشاهده مىكنيم كه مؤلّف گرامى به بررسى اشكالات وارد بر روايات الكافى مىپردازد . جمعبندى و پيشنهادهايى جهت تكميل اين پژوهش همچنان كه در يادكرد مطالب و در ضمن تحليلها و تكملهها و پيشنهادهايى كه ذيل مباحث آورديم ، بر مىآيد آنچه در توان صاحب اين قلم و بضاعت مزجات بود ، در راستاى تكميل و رفع نواقص اين پاياننامه ، مطرح و تبيين شد . اينك ، چند نكته كه هم به نوعى جمعبندى مطالب است و هم پيشنهادهاى تكميلى ، تقديم مىگردد . 1 . عنوان پاياننامه به نظر مىرسد عنوان پاياننامه ( قرآن در روايات كافى ) كه با افزودن يك كلمه براى عنوان بخش دوم پاياننامه نيز آمده است ، اوّلين تصويرى كه در ذهن خواننده ايجاد مىكند ، پرداختن و تحليل رواياتى از سنخ روايات « كتاب فضل القرآن » است تا با ترسيم سيمايى كلّى از كلّيات قرآن از منظر روايات الكافى ، جايگاه قرآن در روايات اين كتاب حديثى ، روشن شود و تصويرى هماهنگ ، موزون و گويا از مجموع اين