سيد محمد على ايازى

374

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

در مورد احاديثى نيز كه بر حذف متنى در قرآن دلالت دارند ، بايد گفت كه محقّقين و علماى شيعه معتقدند كه اين اضافات ، جزء شرح و تفسير آيه است و داخل در نصّ قرآن نيست تا با حذف آن ، ادّعاى تحريف قرآن ، اثبات شود » . وى در پايان تحقيق خود ، ذيل عنوان « نتيجه‌گيرى » ، به جمع‌بندى كلّى از مباحث مطرح شده از زاويه‌اى خاص مىپردازد و مىگويد : « در مطالعه و بررسى روايات قرآنى كافى ، دو دسته روايت به چشم مىخورد : دسته‌اى روايات صحيح كه بيانگر ديدگاه ائمّه عليهم السلام دربارهء قرآن است ؛ و دستهء دوم ، روايات ناصحيحى كه مخالف با عقيده و نظر ائمّه عليهم السلام در مورد قرآن بوده و از آن ، شبههء تحريف در مىآيد . وجود چنين رواياتى در كتاب كافى ، شبهاتى را در ذهن بعضى نويسندگان اهل سنّت ، ايجاد كرده است و رأى به عدم صلاحيت كتاب كافى داده و صاحب آن را متّهم به خروج از دين [ كرده‌اند ] و معتقد به تحريف قرآن دانسته‌اند . در اين اثر ، با بررسى سندى نمونه‌هايى از اين روايات ناصحيح ، ضعيف بودن آنها مشخّص گرديده است . نتيجه اين كه در برخورد با روايات ، قبل از هر چيز بايد پيرامون روايت ، تحقيق و تفحّص نمود و صحّت و اعتبار آن را مورد ارزيابى و بازبينى قرار داد ؛ چرا كه روايات ناصحيح ، نه تنها در كتاب كافى ، بلكه در ساير كتب حديثى ، از جمله كتب حديثى اهل سنّت نيز وجود دارد » . ويژگىهاى پايان‌نامه از ويژگىهاى مهم اين جُستار ، توجّه و پرداختن به موضوعى است كه كمتر مورد توجّه قرار گرفته ، ولى شايستهء توجّه و دقت است . البته نمىتوان گفت كه كار ، تمام شده و تمام مباحث مربوط به اين موضوع ، بحث و بررسى شده است ؛ ولى مؤلّف گرامى ، به وسع خود ، از زواياى مختلف ، به اين موضوع نگريسته و سعى نموده كه چشم‌اندازى از روايات قرآنى الكافى به ما ارائه دهد و قطعاً زحمت بسيارى نيز متقبّل