سيد محمد على ايازى
366
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
4 . تحريف با زياد كردن ، يعنى افزودن كلمات يا جملهاى به قرآن ، به طورى كه حقيقت و ماهيت آن را تغيير دهد و گفته شود كه قسمتى از قرآن موجود ، كلام خدا نيست ؛ 5 . تحريف با كم كردن ، به اين معنا كه از قرآن نازل شده به پيامبر خدا ، كلمه يا آيات و يا حتّى سورههايى حذف شده است . افراد معتقد به تحريف قرآن ، بيشتر حول اين معنا بحث كردهاند . نويسندهء گرامى نيز يادآور شده كه بحث ايشان در روايات الكافى ، به اين معنا از تحريف ، يعنى كم كردن از قرآن ، نظر دارد . ايشان ، در بحث بعدى خود با عنوان « ريشهء تفكّر تحريف » ، اشاره مىكند كه تحريف كتب آسمانى گذشته ، امرى كاملًا بديهى است ؛ امّا در مورد اسلام و قرآن ، از دو منظر ، نگاه شده است : 1 . تحريف نزد اهل سنّت . دليل آن ، وجود احاديثى در كتب اهل سنّت است مبنى بر وجود آيه يا حتّى سورهاى كه قبلًا در قرآن بوده ، امّا به دليلى در قرآن فعلى موجود نيست كه براى نمونه ، دو مورد از اين روايات را هم مىآورد و در جمعبندى بحث ، سخنى از علّامه عسكرى كه در كتاب اديان آسمانى و مسئلهء تحريف ، آمده ، نقل مىكند : از اين نمونه روايات در ميان اهل سنّت ، بسيار است ؛ امّا نكته قابل ذكر ، اين است كه اهل سنّت براى آن كه نه قائل به تحريف ( تنقيص ) قرآن ، و نه بىاعتبارىِ كتب معتبر حديثىشان شوند ، قائل به پديدهاى به نام « نسخ التلاوة » شدهاند ؛ يعنى آيات و عباراتى را جزء وحى اوّليه مىدانند كه سپس ، تلاوت آنها منسوخ شده است . « 1 » به هر جهت ، اهل سنّت ، خود را از تحريف قرآن ، كاملًا مبرّا دانستهاند و از ديرباز ، تحريف قرآن را به شيعهء اماميه ، نسبت دادهاند . 2 . تحريف نزد شيعهء اماميه . نويسندهء گرامى ، اشاره مىكند كه در بين روايات موجود ،
--> ( 1 ) . اديان آسمانى و مسئلهء تحريف ، ص 51 .