سيد محمد على ايازى
367
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
بعضى دلالت بر تحريف قرآن دارند و اخبارىها ، چون قائل به صحّت تمام رواياتاند ، لاجرم ، قائل به تحريف قرآن نيز هستند . ايشان ، سپس با رديابى ريشهء تفكّر تحريف ، كتاب انوار نعمانيه ، اثر سيّد نعمة اللَّه جزائرى را منبع اصلى عقيدهء تحريف ، معرّفى مىكند و بعد از وى ، محدّث نورى است كه در اثبات تحريف قرآن ، قلمفرسايى مىكند كه در فصل الخطاب ، در دو فصل ، با استناد به روايات شيعه و در ده فصل نيز با استناد به روايات اهل سنّت ، به اثبات تحريف قرآن ، پرداخته است . از آن پس تاكنون علماى شيعه ، ردّيههاى فراوانى بر فصل الخطاب ، نوشتهاند . نظريهء رسمى و اجماعى شيعهء اماميه ، اعتقاد به عدم تحريفِ قرآن است . مؤلّف ارجمند ، در همين راستا ، ذيل عنوانى مستقل ، با نقل سخنان علماى شيعه از گذشته تا حال ، بر آن است تا دورنماى كاملى از اعتقاد شيعه بر تحريف ناپذيرى قرآن ، به دست دهد . ايشان ، در بحث بعدى خود ، به استدلال شيعه بر تحريفناپذيرى قرآن مىپردازد و در قالب پنج عنوان ، آن دلايل را به شرح زير مىآورد : 1 . خداوند ، حافظ قرآن است . تضمين خدا دربارهء قرآن ، چنين است كه مىفرمايد : « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » . « 1 » ايشان ، به توضيحات تفسيرى علّامه ذيل اين آيه و نيز به توضيحات آية اللَّه خويى در البيان ، در مورد اين آيه ، اشاره مىكند و چنين نتيجه مىگيرد : خدا ، خودْ متضمن حفظ قرآن گشته است و قطعاً او ، بهترين حافظ است و هرگز دست نامَحرمى به قرآن نرسيده و نخواهد رسيد . 2 . گواهى قرآن بر عدم تحريفش . خدا در قرآن مىفرمايد : « وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ » . « 2 »
--> ( 1 ) . سورهء حجر ، آيهء 9 . ( 2 ) . سورهء فصّلت ، آيهء 41 و 42 .