سيد محمد على ايازى
354
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
و اثرى از بحثهاى لغوى ، قرائتى ، ادبى و . . . ، كه به تدريج در تفاسير راه يافت ، در كار نبوده است ؛ امّا در عين حال ، با دقّت در آثار به جاى مانده از آن دوره ، مىبينيم كه تنوّع خاصّى در روش تفسيرى پيامبر صلى الله عليه و آله وجود دارد . پس از پيامبر صلى الله عليه و آله ، سياست ممانعت از تفسير قرآن ، به علّت اين كه قرآن ، پايهء اصلى حقايق دينى براى مسلمانان به شمار مىرفت ، تداوم نيافت و با مسافرت تعدادى از اصحابِ پيامبر صلى الله عليه و آله به شهرها و مراكز اسلامى ، به تدريج ، مكاتب و مدارسى در آموزشِ قرائت و تفسير قرآن ، داير گرديد ؛ ليكن با توجّه به محدوديتى كه در باب نقل و نگارش حديث پيامبر صلى الله عليه و آله به وجود آمده بود ، در اين دوره ، معلّمان قرآن و فقهاى صحابه ، به تدريج ، به استفاده از رأى و دانش شخصى در مسير تفسير يا صدور فتوا متمايل شدند و روزبه روز ، اين مبنا در بين اهل سنّت ، پذيرفتهتر و فراگيرتر شد . با فرا رسيدن دورهء امام باقر و امام صادق عليهما السلام ، موج فكرى جديدى در حوزهء فرهنگ و عقايد اسلامى به وجود آمد كه در نگرش عمومى به قرآن و حديث ، تأثير فراوانى گذاشت . اين دو امام عليهما السلام ، بار ديگر ، اين تفكّر را رايج ساختند كه هيچ حقيقتى نيست ، مگر آن كه ريشه در قرآن يا حديث دارد . آن بزرگواران ، با اين كار ، قرآن را به صحنهء مباحث فكرى باز گرداندند و شاگردان خود را به گونهاى پرورش دادند كه بتوانند در هر زمينه ، شاهدى از قرآن يا سنّت پيامبر خدا اقامه كنند . تلاش ديگر آنان ، توضيح و تبيين مقاصد قرآنى بود . در روايات ، مشاهده مىگردد كه امامان ، گاه به توضيح لغات و تعابير مهم آيات پرداختهاند ، گاه در باب شأن نزول آيات و نيز مصاديق آنها حقايقى را بيان كردهاند ، و گاهى نيز به تفسير آيات قرآن ، دست يازيدهاند . از جمله كتب حديثى شيعه كه در آنها احاديث ائمّه ، خصوصاً امام باقر و امام صادق عليهما السلام جمعآورى شده ، كتاب شريف الكافى است كه در ميان آنها ، روايات بسيارى در تفسير و تأويل آيات قرآن به چشم مىخورد .