سيد محمد على ايازى

325

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

كلّيت قرآن و مطالب مربوط بدان در نگاه امامان عليهم السلام را براى آدمى روشن مىكنند و شامل مضامينى چون : ترغيب به خواندن قرآن ، استشفا به قرآن ، فضيلت حاملان قرآن ، تقسيم‌بندى قرآن ، محتواى قرآن ، توصيه به عمل به قرآن و . . . است . « 1 » امّا دستهء دوم از روايات قرآنى ، آنهايى هستند كه مستقيماً به شرح و توضيح آيه يا آياتى از قرآن پرداخته‌اند كه در اصطلاح ، « روايات تفسيرى » ناميده مىشود و دست‌مايهء تفاسير مأثور ، قرار مىگيرند . در اين جا به جهت اهمّيت بحث تفسير مأثور ، به ذكر مطالبى در اين زمينه مىپردازيم : تفسير قرآن ، توسّط خودِ پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز شد . ايشان ، با توجّه به وظيفه‌اى كه بر عهده داشت ( طبق آيهء 44 سورهء نحل ) ، مرجع نخست براى رفع پيچيدگىها و پاسخگويى به پرسش‌ها و تبيين مُجملات و حلّ مشكلات قرآن بود . تفسير پيامبر صلى الله عليه و آله را مىتوان به گونه‌هاى متعدّدى تقسيم كرد كه از آن جمله است : تبيين مجمل ، تخصيص عام ، تقييد اطلاق ، توضيح مفاهيم شرعى ، تفصيل احكام قرآن ، و بيان ناسخ و منسوخ . پس از رحلت پيامبر خدا ، تفسير از دو طريق ، استمرار يافت : 1 . اهل بيت عليهم السلام ؛ 2 . صحابه . به اعتقاد شيعه ، حديث ثقلين ، به صراحت ، سخنان خاندان پيامبر خدا را در امر دين ، از جملهء شرح و توضيح قرآن دانسته و معتبر شمرده است و به نظر عدّه‌اى ، حتّى به نوعى ، اين كار را بر آنها منحصر كرده است . بر همين اساس ، تفسيرِ اهل بيت عليهم السلام كه منشأ شكل‌گيرى تفسير مأثور شيعى است ، حجّيت مىيابد . گونه‌هاى ديگر تفسير شيعى نيز با التفات به همين اصل ، تأليف شده‌اند . از همين

--> ( 1 ) . روايات مربوط به تحريف قرآن نيز در اين گروه ، جاى مىگيرند ؛ زيرا در ترسيم سيمايى كلّى از قرآن ، مؤثّرند . البته اين روايات ، جاى بررسى و نقد دقيق دارند .