سيد محمد على ايازى

237

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

در حديث دوم ، امام كاظم عليه السلام در بارهء بعضى از صفات خداوند - از جمله ، قائم بودن و صمد بودن - توضيح فرموده است . اين حديث هم ، تعارضى با قرآن ندارد . حديث سوم ، شامل قسمتى از مباحثات ابن ابى العوجا با امام صادق عليه السلام در بارهء غايب بودن خداوند است كه اين نيز موافق آيات قرآن است . حديث چهارم ، شامل سؤالى است از امام هادى عليه السلام در بارهء ماهيت عرش و نزول خداوند از عرش ، و پاسخ ايشان كه تعارضى با قرآن ندارد . حديث پنجم ، سؤالى است كه از امام صادق عليه السلام در بارهء آيهء « ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ » شده است . پاسخ‌ها و توضيحاتى كه از قول ايشان ، در اين حديث آمده ، تعارضى با قرآن ندارند . احاديث ششم ، هفتم و هشتم ، شامل پاسخ‌هاى امام صادق عليه السلام به سؤالاتى در بارهء تفسير و توضيح آيهء « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » است . اين جواب‌ها مكمّل هم هستند و تضادّى با هم و با آيات قرآن ندارند . موضوع حديث نهم ، سؤالى است از امام صادق عليه السلام در بارهء اين اعتقاد كه خداوند با چيزى است يا در چيزى است ، و اين كه به چه معناست و چه حكمى دارد ؟ جواب منقول از ايشان ، تعارضى با قرآن ندارد . حديث دهم ، سؤالى است كه از امام صادق عليه السلام در بارهء آيه شريفهء « وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ » پرسيده شده است . جواب مطرح شده در اين حديث نيز تضادّى با قرآن ندارد . در مجموع ، احاديث ذكر شده در اين باب ، تعارضى با يكديگر ندارند و حتى بعضى از آنها مكمّل يكديگرند . همهء اين احاديث ، با يكديگر و با آيات قرآن ، موافق ارزيابى مىشوند . 2 . سير و محتواى روايات با توجّه به آنچه در بارهء آغاز باب بررسى شد ، هر چند نخستين روايت باب ، مربوط به