سيد محمد على ايازى
225
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
عبارت « بالاحاطة و العلم » در سخن امام عليه السلام ، متعلّق به آيه و بيان آن است ؛ به اين معنا كه خداى عز و جل چهارمين است از هر سه نفرى كه نجوا كنند و ششمينِ هر پنج نفرى كه نجواكننده باشند ؛ با احاطهاى كه به آنها دارد و همراه آنهاست و با علمش به آنچه درِ گوشى مىگويند و با حضورش در رازهايشان و شاهد بودنش و نزد آنها بودن ، نه به اين معنا كه خدا يكى از آنهاست و در شمار آنهاست ؛ چرا كه اين معنا مستلزم حد و مكان و احاطه است . اين كه امام عليه السلام جملهء « بالإحاطة و العلم » را به آيهء « بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ » و يا به آيهء « لا يَعْزُبُ عَنْهُ » تعليق فرموده ، براى تأويل آيه و بيان آن است و براى حلّ اشكال و تطبيق جواب براى اين سؤال [ مقدّر ] كه چه بسا گفته شود . خداى سبحان فرمود : « لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ » ، پس چگونه مىتوان بين اين آيه و آيهء « هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ » وِفق داد ؟ پاسخ آن ، چنين است كه اين دو آيه متفاوتاند ؛ چرا كه در آيهء اوّل ، سومين ( الثالث ) به سه نفر ( الثلثة ) اضافه شده ، ولى در آيهء دوم ، چهارمين ( الرابع ) به چهار نفر ( الأربعة ) اضافه نشده [ تا كفر باشد ] ، بلكه به سه نفر اضافه شده است . آيهء اوّل ، صريح است در اين كه سومين ، از جنس سه نفر باشد و در شمار آنها باشد ، كه اين ، غير قابل قبول است ؛ ولى در آيهء دوم « رابع الثلثة ( چهارمينِ سه كس ) » لازم نيست كه از جنس آن سه باشد و در شمار آنها باشد ؛ بلكه جايز است كه بر آنها احاطه داشته باشد . « 1 » شرح از « مرآة العقول » اين سخن خداى متعال : « ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ » ، جايز است كه يك مضاف مقدّر
--> ( 1 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 87 .