سيد محمد على ايازى
224
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
استثنا ، مركّب از ماهيت و وجود است ، ولى خداى متعال ، صرف وجود و وجود بسيط كاملى است كه هيچ گونه تركيبى در ذات او قابل تصوّر نيست . پس اگر مثلًا در يك زمان ، سه نفر در مشرق و پنج نفر در مغرب رازگويى كنند ، او با هر دو دسته هست . ثانياً ، او يكتا وجودى است كه بر سراسر جهان و اجزايش احاطه دارد ؛ يعنى تمام مخلوقاتش را زير نظر دارد . او از همه چيز آگاه است - چه رازگويىهاى بندگانش باشد و چه غير آن - و بر همه ، قدرت دارد . احاطهء او بر سراسر جهان ، چنان نيست كه ذات او - نعوذ باللَّه - مانند فلكى بزرگتر و وسيعتر از همهء جهان باشد و جهان را در بر گرفته باشد . « 1 » شرح از « الوافى » واژهء « نجوى » صيغهء جمع است به معناى نجوا كنندگان . ظاهر سخن خداى متعال كه فرمود : « چهارم آنهاست و . . . ششم آنهاست » ، اين توهّم را به وجود مىآورد كه خداى متعال نيز معدودى است همراه با خلقش كه در بين آنها واقع است و گويا او يكى از آنهاست ؛ با اين كه خداى سبحان ، مقدّس و منزّه از وحدت عددى است . بعد از آن ، تأويل آيه و معناى آن را بيان كردهاند . پس قول ايشان كه « [ خدا ] يكتاست » ، به اين معناست كه دومىاى براى او نيست . پس صحيح است كه واحد بالذات به شمار آيد ؛ يعنى تركيبى در او نيست كه « ما به الإمتياز » آن ، غير از « مابه الإشتراك » باشد تا صحيح باشد كه با غير او به شمار آيد ، و چون خلقتى شبيه آنها نيست كه جايز باشد كه يكى از آنها باشد و خداى عز و جل اين چنين خودش را وصف كرده و فرموده است : « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » و « بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ » . پنهان نيست و غايب نمىشود و نمىرود .
--> ( 1 ) . همان جا .