سيد محمد على ايازى
223
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ » « 1 » ، فقالَ : « هُوَ واحِدٌ واحِدىُّ الذّاتِ ، بائنٌ مِنْ خَلْقِهِ و بِذاكَ وَصَفَ نَفْسَهُ « و هو بكل شىء محيط » بالإشرافِ والإحاطةِ والقُدْرَةِ « لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ » بالإحاطةِ وَالعِلْمِ لا بالذّاتِ ، لِأنّ الاماكِنَ مَحْدُودةٌ تَحْوِيها حُدودٌ أرْبَعَةٌ ، فَاذا كانَ بالذّاتِ لَزِمَهَا الحَوايَةُ » . « 2 » امام صادق عليه السلام دربارهء آيهء « هيچ راز گفتنى ميان سه نفر نباشد ، جز اين كه خدا چهارمين آنهاست ، و نه ميان پنج نفر ، جز اين كه او ششمين آنهاست » ، فرمود : « او يكتاست و ذاتش يگانه و از خلقش جداست . او خود را اين گونه توصيف نموده است : كه [ « چيزى مانند او نيست ] و او به همه چيز احاطه دارد » به طور زير نظر داشتن و فراگرفتن و توانايى . « چيزى هموزن ذرّه و نه سبكتر و نه سنگينتر از آن ، نه در آسمانها و نه در زمين ، از علم او پنهان نيست » از نظر احاطه و علم و نه از نظر ذات و حقيقت ؛ زيرا اماكن ، محدود به چهار حد هستند كه آنها را در برگرفتهاند ، پس اگر [ احاطهء خداوند ، ] از نظر ذات و حقيقت باشد ، لازمهاش در برگرفتن خواهد بود » . شرح از « الكافى » چون از اين آيهء شريف استفاده مىشود كه هر چند نفرى كه با يكديگر رازگويى و صحبت در گوشى كنند ، خدا نيز با آنها هست ، ممكن است كسى گمان كند كه خدا هم ، مانند يكى از آنها ، در كنار ايشان نشسته است . از اين رو ، امام صادق عليه السلام براى بيان حقيقت ، يكتايى و علم خداى متعال را توضيح مىدهد و تشريح مىفرمايد كه : اوّلًا ، يكتايىِ خداوند ، مانند يكتايىِ مخلوق نيست - چنان كه مثلًا مىگوييم : يك انسان ، يك قطره ، يك ذرّه ، يك روح يا يك عقل ؛ - زيرا تمام اينها و هر مخلوقى ، بدون
--> ( 1 ) . سورهء مجادلة ، آيهء 7 . ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 172 .