سيد محمد على ايازى
149
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
دامنهء آن گستردهتر مىگردد و اگر به اين نكته توجّه نشود ، گاهى به لغزش اعتقادى گروهى مىانجامد . در شرح ملّا صالح ، اين مطلب مدّ نظر بوده و وى دربارهء مسئلهء ايمان و كفر ، توضيحات لازم را بيان كرده است . « 1 » 4 . تضييق مشخص كردن مرز و قلمرو حديث و راه حلى براى رفع تنافى ظاهرى در كلام معصوم عليه السلام را « تضييق » مىگويند . از باب نمونه ، در حديث آمده : « چون عالم به علم خويش عمل مىكند ، اندرزش از دلهاى شنوندگان مىلغزد » . شارح مىگويد : حكم در اين جا ، حكم اكثرى است و توضيحاتى را بيان مىكند كه ممكن است عالِم ، عامل نباشد ؛ ولى اندرز او مؤثّر باشد . بنا بر اين ، روايت فوق ، مطلق نيست ؛ بلكه مضيق است . « 2 » 5 . تأويل تأويل حديث ، امرى است مقبول تمامى افراد ، حتّى آنان كه به راحتى ، تأويل را قبول ندارند ، مانند حنابله - كه بر ظاهر الفاظ چون « وجه اللَّه » « يد اللَّه » تكيه مىكنند - ؛ ولى همين حنابله ، تأويل حديث را قبول دارند و گاهى دست به تأويل حديث مىزنند . ملّا صالح ، در شرح خود ، از اين شيوه نيز بىبهره نمانده ، مثلًا در باب تقيّه ، واژهء « اثم » را به تأويل برده و به معناى كمىِ پاداشْ گرفته است . « 3 » بهرهگيرى از عقل عقل ، رسول باطنى و مهمترين حجّت خداوند بر انسان است كه درستى و صدق دعوت پيامبران ، با آن شناخته مىشود و پر واضح است كه احاديث نمىتوانند مخالف
--> ( 1 ) . ر . ك : همان ، ص 215 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 328 . ( 3 ) . همان جا .