سيد محمد على ايازى

95

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

يعنى دربارهء ذات خدا مثل اين كه او چگونه آفريده شده است ؟ و ذات او چگونه است ؟ ، چون راه به جايى نمىبريد و به كُنه آن نمىرسيد ، نينديشيد ؛ امّا مىتوانيد به آثار افعال او - كه پديده‌هاى جهان است - ، بينديشيد . باب ابطال ديدن خدا اين باب ، يكى از ابواب مهم كتاب الكافى است و روايات آن ، در دفع شبهات اعتقادىاى است كه ميان شيعه و برخى از گرايش‌هاى اهل سنّت ، همچون سَلَفيه ، اختلاف است . حضرت ابوالحسن عليه السلام فرمود : خداوند ، آنچه را محمّد صلى الله عليه و آله ديده ، خبر مىدهد و مىفرمايد : « لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى » ؛ « 1 » پيغمبر صلى الله عليه و آله ، آيات بزرگ پروردگارش را ديده . و آيات خدا ، غير خود خداست . و باز خداوند مىفرمايد : « وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً » ؛ « 2 » مردم ، احاطهء علمى به خدا پيدا نكنند . در صورتى كه اگر ديدگان ، او را ببينند ، علمشان به او احاطه و پيدا كرده و دريافت او ، واقع شده است . ابن سنان مىگويد : امام صادق عليه السلام دربارهء آيهء : « لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ » ؛ « 3 » ديدگان ، او را درنيابند ، فرمود : « مقصود ، احاطهء وهم است » . يعنى مقصود از آيهء شريف ، اين است كه خدا ، در خاطرها نمىگنجد و چشم دل ، به

--> ( 1 ) . سورهء نجم ، آيهء 18 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 128 . ( 2 ) . سورهء طه ، آيهء 110 . ( 3 ) . سورهء انعام ، آيهء 103 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 132 .