سيد محمد على ايازى

96

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

او دست نمىيابد . مگر نمىبينى خداوند چه مىفرمايد : « قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ » ؛ « 1 » از پروردگارت ، بصيرت‌ها سوى شما آمده . مقصود ، بينايى به چشم نيست . نكتهء قابل توجّه در تفسير « بصر » به « وهم » ، آن است كه چشم ، آنچه را مىبيند ، به ذهن ، منتقل و بر اساس آن ، تصوّر مىكند و الّا عكس‌بردارى بدون تحليل و تصوّر ، مانند دوربينى است كه صورت چيزى را مىاندازد كه اگر فكر و انديشه و تصوّرى نباشد ، چيزى نخواهد بود . باب نهى از توصيف خدا ، به غير آنچه خود خدا توصيف نموده است امام صادق عليه السلام فرمود : همانا ، خدا را نمىتوان توصيف كرد ؛ چگونه مىتوان توصيفش نمود كه در كتابش مىفرمايد : « وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ » ؛ « 2 » خدا را چنان كه شأن اوست ، نمىشناختند . پس خدا با هيچ مقياسى توصيف نمىشود ، جز آن كه بزرگ‌تر از آن است و فرمود : خدا بزرگ است و با رفعت . بندگان ، نمىتوانند توصيفش كنند و به حقيقتِ عظمتش نمىرسند . بينايىها او را درك نمىكنند و او بينايىها را درك مىكند و او لطيف و آگاه است . به چگونگى ، جايگزينى و چه‌سويى توصيف نمىشود [ نمىتوان گفت كه خدا چگونه است يا به كجاست يا بر چه سوار است ] . در اين روايت ، با استناد به آيهء قرآن ، به توقيفى بودن صفات حضرت حقّ ، تصريح شده است . اگر مىخواهيم خدا را بشناسيم و از اسما و صفات او آگاه باشيم ، بايد به همان اندازه‌اى بسنده كنيم كه ما را شناسانده‌اند ؛ زيرا خدا را آن چنان كه در شأن اوست ، نمىتوان شناخت .

--> ( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 104 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 132 . ( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 91 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 138 .