الشيخ عباس القمي

677

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

مدتى آن دختر وفات كرد پيش از آن‌كه از او فرزندى به وجود آيد . شيخ متحيّر ماند از خواب خود و آن‌كه هيچ اثرى به وجود نيامد پس ديگر باره امير المؤمنين عليه السّلام را در خواب ديد كه با وى فرمود كه ما اين دختر را قصد نكرده بوديم ، بلكه فلان دخترت را تزويج او كن . پس شيخ همان دختر را به سيد داد و سيد محقّق از او متولد شد . « 1 » و از حدائق المقربين مير محمد صالح نقل است كه ، ميرداماد در تعبدات به نهايت رسيده بود و قرآن مجيد را بسيار تلاوت مىنمود به حدى كه بعضى از ثقات براى من نقل كرد كه در هر شب پانزده جزو قرآن مىخواند . و بسيار مقرب بود نزد شاه عباس ماضى صفوى ، و هم‌چنين در نزد خليفهء او شاه صفى . و جماعتى نقل كرده‌اند كه سيد داماد در اواخر عمر شريف خويش به همراهى شاه صفى مرحوم از اصفهان حركت كرد به زيارت عتبات عاليات ، و در همان‌جا در سنهء 1041 وفات يافت . و در نجف اشرف به خاك « 2 » سپرده شد و عراق عرب در آن اوقات در تصرّف سلاطين صفويه بود و در سنهء 1048 سلطان مراد از دست ايشان گرفت . فقير گويد كه ، جماعتى تاريخ وفات او را به اختلاف زياد و كم به نظم درآورده‌اند صاحب نخبة المقال گفته : و السيد الداماد سبط الكركي * مقبضه الراضي ( 1042 ) عجيب المسلك و ملا عبد اللّه كرمانى متخلص به « امانى » گفته : فغان از جور اين چرخ جفاكيش * كز او گردد دل هر شاد ناشاد ز اولاد نبى داناى عصرى * كه مثلش مادر ايام كم زاد محمد باقر داماد كز وى * عروس و فضل و دانش بود دلشاد خرد از ماتمش گريان شد و گفت : * عروس علم دين را مرده داماد

--> ( 1 ) . نجوم السماء ، نجم اول ، رقم 36 به نقل از رياض الشعراء ( 2 ) . عالم فاضل سيد محمد حسن در رياض الجنه گفته كه در سنهء هزار و چهل و يك ، ميرداماد به اتفاق شاه صفى به زيارت عتبات عاليات رفته ، در اثناى راه عارضه‌اى عارض او شده حسب الحكم جهان ، مطاع مخفهء او را منزل به منزل جمعى به دوش مىبردند . اعلا حضرت شاهى پيش افتاده خود را به آستان امير متقيان رسانيده انتظار ورود آن جناب را مىكشيد . در منزل ذى الكفل به رحمت ايزدى و اصل شد . نعش او را به نجف اشرف آوردند . شاه و سپاه به استقبال نعش بيرون شتافته در كمال احترام به آستان امير متقيان رسانيده دفنش كردند ( على ابن المؤلف رحمه اللّه )