الشيخ عباس القمي

672

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

است نزد ائمه عليهم السّلام به « باب الائمهء » . قال : و إنّما أوتى هذه المنزلة ؛ لأنّ من « 1 » في الشيعة الچاوش « 2 » للزائرين ، و لعلّ المراد منه مؤلفاته و مصنّفاته . و المراد من الزائر كل من أراد الوصول إلى حريم جنابهم و حظائر قدس أرواحهم « 3 » . و هم نقل است از بعض سادات روضه‌خوان كه ، در خواب ديد كه قيامت برپا شده و مردم در وحشت و دهشتند و هركس مشغول به خود است و ملائكه كه موكلند بر مردم ، مىكشانند ايشان را به سوى حساب پس من به فكر فرورفتم كه عاقبت چه خواهد شد كه ناگاه دو نفر آمدند نزد من و مرا طلبيدند كه به محضر حضرت سيد المرسلين - عليه و آله الصلاة و السلام - ببرند . من كندى كردم از امتثال به جهت تقصيرات و بزرگى جرايم خود ، پس ايشان مرا به قهر كشيدند و به زجر حركت دادند يكى در جلو و يكى در عقب من بود و به اين حال مرا مىبردند كه ناگاه عمارى بلند بزرگى ديدم كه بر دوش‌هاى جماعتى از خدم است بر طرف راست راه ، معلوم شد كه در آن حضرت سيدة النساء عليها السّلام است . چون نزديك آن رسيدم فرصت غنيمت شمردم و از موكلين خود گريختم و در زير آن عمارى داخل شدم ديدم كه آن حصار محكم و حصن حصينى است و در آن‌جا مانند من از گناهكاران جماعتى مىباشند كه در پناه آمده‌اند و موكلين را ديدم كه دورند از عمارى و جرأت نزديك شدن و غلبه كردن بر ما ندارند و سير مىكنند به سير ما و به اشاره التماس مىكنند به ما كه به سوى ايشان برويم . ما امتناع كرديم ما را تهديد كردند و ما هم بر ايشان رد كرديم به جهت قوّت قلب و شدّت اطمينانى كه به هم رسانيده بوديم . پس به همين حال در زير عمارى مىرفتيم كه ناگاه پيغامى از رسول خدا براى حضرت فاطمه - صلوات اللّه عليهما - آمد كه جمعى از گناهكاران امت به شما پناه آورده‌اند بفرست ايشان را به سوى ما كه حساب ايشان را بكشيم . پس آن مخدّره اشاره كرد كه برويم . پس موكلون بر ما هجوم

--> ( 1 ) . در دار السلام لانّه . . . في الشيعة الچاوش للزّوار و وقتى چنين شد معنا روشن است . يا لان من فى الشيعة لچاووش الزائرين ( 2 ) . لا يفهم المراد من العبارة ، فتأمل ( منه رحمه اللّه ) . شايد مراد اين باشد كه بدان جهت كه او چاوش خوانى براى زوّار را در ميان شيعه رواج داده است . و نيز ر . ك : زندگىنامهء علّامه مجلسى ، ج 1 ، ص 168 ( 3 ) . ر . ك : آيات بينات مرحوم شوشترى به نقل از دار السلام نورى ، ج 2 ، ص 244