الشيخ عباس القمي
821
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
يا أهل لذّات دنيا لا بقاء لها * إنّ اغترارا بظلّ زائل حمق « 1 » منه بر جهان دل كه بيگانهاىست * چو مطرب كه هر روز در خانهاى است نه لايق بود عيش با دلبرى * كه هر بامدادش بود شوهرى « 2 » بر مرد هشيار دنيا خس است * كه هر مدّتى جاى ديگر كس است « 3 » « قال عليه السّلام : ما أكثر العبر و أقلّ الاعتبار » ؛ يعنى چه بسيار است مواضع عبرت و پند و اندك است عبرت گرفتن از آن . كاخ جهان پر است ز ذكر گذشتگان * لكن كسى كه گوش كند اين ندا ، كم است قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم : « أغفل النّاس من لم يتّعظ بتغيّر الدّنيا من حال إلى حال » « 4 » ؛ يعنى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود كه ، غافلترين مردم كسى است كه پند نگيرد به سبب تغير دنيا از حالى به حالى . كه را دانى از خسروان عجم * ز عهد فريدون و ضحّاك و جم كه بر تخت و ملكش نيامد زوال ؟ * نماند مگر « 5 » ملك ايزد تعال كه را جاودان ماندن امّيد هست * كه كس را نبينى كه جاويد هست « 6 » إن الّذين بنوا فطال بناؤهم * و استمتعوا بالأهل و الأولاد جرت الرياح على محل ديارهم * فكأنهم كانوا على ميعاد نقل است كه ، چون مرده را از منزلش حركت مىدهند به قبرستان ببرند رو به اهل و عيال خود مىكند و مىگويد : « يا أهلي و أولادي ، لا تلعب بكم الدّنيا ، كما لعبت بي » ؛ يعنى اى اهل و اولاد من ، دنيا شما را فريب ندهد چنان كه مرا فريب داد .
--> ( 1 ) . حياة الحسن عليه السّلام ، ج 1 ، ص 306 . صد كلمهء قصار ، از مؤلّف ، ص 70 ( 2 ) . كليات سعدى ، ص 249 ( 3 ) . همان ، ص 248 ( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 324 ( 5 ) . در كليات سعدى ، ص 234 : بجز ( 6 ) . در كليات چنين است : كرا جاودان مانده اميد ماند * چو كس را نبينى كه جاويد ماند