الشيخ عباس القمي
735
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
هستى صاحب مكانت و عقل ، پس هرگاه مرا بيرون كنى و گناه مرا معين نكنى مردم گمان قبيح در حق من برند . گفتم كه ، از براى تو تقصيرى نيست . چيزى كه سبب شد كه تو را نخواستم آن بود كه تو مرا از علمم مشغول مىساختى . گفت : اگر اين است سهل است . چون خبر به راضى رسيد گفت : سزاوار نيست كه علم در قلب احدى شيرينتر باشد از علمى كه در قلب اين مرد است . و هم از حافظهء او نقل شده كه ، روزى جاريهء راضى باللّه از او تعبير خوابى پرسيد گفت : أنا حاقن ؛ يعنى الآن حال جواب گفتن ندارم به سبب آنكه حاجت به بيت الخلاء دارم . پس رفت و همان روز حفظ كرد كتاب كرمانى را در تعبير خواب و فردا آمد در حالى كه معبر رؤيا شده بود « 1 » و كان يملى من حفظه لا من كتاب . و مرض يوما فعاده أصحابه فرأوا من انزعاج والده أمرا عظيما فطيبوا نفسه فقال : كيف لا أنزعج و هو يحفظ جميع ما ترون و أشار إلى خزانته مملوة كتبا ، و كان مع حفظه زاهدا متواضعا . دهم : شيخ بخارى « 2 » . استاد اكبر آقاى بهبهانى رحمه اللّه نقل فرموده كه ، عامه روايت كردهاند كه ، محمد بن اسماعيل بخارى چون تصنيف كرد كتاب صحيح خود را در كشمير ، به سمرقند رفت محدّثين آنجا بر او ازدحام كردند زياده از صدهزار محدّث به نزد او جمع شد . بخارى منبر رفت و ايشان را حديث مىكرد . مشايخ سمرقند بر او حسد بردند و حيله نمودند در دفع او . شنيدند كه بخارى اعتقاد به حدوث قرآن دارد و اكثر اهل سمرقند اشاعره و معتقد بر خلاف بودند و قرآن مجيد را كلام قديم مىدانستند ، لاجرم يكى از علما از او پرسيد كه ، « ما يقول شيخنا في القرآن ، قديم أو حادث ؟ فقرأ : « ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ ، إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ » . چون از او مذهب او را در قرآن پرسيدند و اين آيت مبارك را تلاوت كرد دانستند كه اعتقاد به حدوث دارد . علماى سمرقند گفتند : اين كفر است او را سنگباران و كفشكوبان نمودند . هواخواهان بخارى او را خفيتا از سمرقند بيرون نمودند ، بخارى
--> ( 1 ) . تاريخ بغداد ، ج 3 ( 2 ) . ر . ك : الامام البحارى از كامل محمد محمد عويضة ، ص 15 ذكر حفظه ؛ ائمة الحديث از محمد على القطب ، ص 12 ( سعة حفظه ) ؛ اصحاب صحاح سته ، ص 62