الشيخ عباس القمي
736
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
به بخارا رفت . در آنجا نيز جمعيت زياد ، بلكه بيش از سمرقند بر او جمع شدند و با او كردند همان معاملهء سمرقند را ، پس به نيشابور رفت و اين در ايّام فضل بن شاذان بود و در آنجا قريب به سيصدهزار محدّث بر او جمع شد و با او همان معامله را كردند كه در آن دو شهر كرده بودند . بخارى از آنجا به بغداد رفت . محدّثين بغداد گرد او فراهم شدند و به جهت امتحان او صد حديث را تغيير دادند ؛ از بعضى حرفى حذف نمودند و در بعضى فا را به واو تبديل كردند و بعضى را به عكس ، و از بعضى ، اسنادش را به حديث ديگر تعليق كردند و امثال اينها . پس از او اين احاديث را استعلام نمودند . گويند : بخارى جواب داد از جميع كه من اينها را نمىشناسم پس شروع كرد به حديث اول و گفت : من اين حديث را با اين نحو حفظ كردهام و از حفظ قرائت كرد صحيح آنرا . پس شروع كرد به حديث دوم و هكذا هر حديثى را تا به آخر به نحو صحيح خواند پس همگى اتفاق كردند كه او ثقه و حافظ است و به كتابش اعتماد كردند و او مشهور گرديد . فقير گويد كه ، اشخاص معروفين به كثرت حافظه زياده از آن است كه ذكر شود و ما را اين عشرهء كامله در اين مقام كافى است . دوم : آنكه ذكر كردن من ابن دريد را در عداد علماى اماميه به جهت اعتماد من است به كلام شيخ اجل ابن شهر آشوب رحمه اللّه و شيخنا الحر العاملى رحمه اللّه و قاضى نور اللّه . و لكن صاحب روضات « 1 » حكم به مخالفت او كرده و گفته كه ، دلالت دارد بر تسنن شديد او مهاجات و مناقضهء او با جناب مفجع امامى با اينكه سنى بودن او موافق است با اصل نظر به امثال او - الخ . و ضعف اين كلام بر احدى مخفى نيست و مقام را گنجايش ردّ كلام او نيست « 2 » ، لكن چيزى كه هست ، من به ايشان بحث دارم كه بر فرض هم ابن دريد سنى باشد ،
--> ( 1 ) . دربارهء حماد راويه در كتب ادبيه مىنويسند : فقط از شعراى جاهليين به عدد هريك از حروف معجم ، صد قصيدهء طويل ، سواى مقطعات از حفظ داشت تا چه رسد به شعراى اسلامى . ر . ك : بيست مقاله قزوينى و از صبا تا نيما ، ج 2 ، ص 318 . معالم العلماء ؛ روضات الجنات ، ج 7 ، ص 303 ؛ مجالس المؤمنين ( 2 ) . معارضه ميان شاعران يك مذهب چيز تازهاى نيست و فراوان واقع شده و نمىتواند دليل سنىبودن ابن دريد باشد . اشارهاى كه از روش شد نشانگر تشيع اوست