الشيخ عباس القمي

732

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

كه حفظ نكرد احدى ، و فراموش كردم چيزى را كه نسيان آن نكرد احدى . عمويى داشتم كه عتاب كرد با من بر حفظ كردن قرآن ، پس داخل بيت شدم ، و قسم خوردم كه بيرون نشوم از آن تا حفظ كنم قرآن را پس حفظ كردم آن‌را در سه روز ، و نظر افكندم وقتى در آينه و در قبضه گرفتم ريش خود را كه زيادى آن‌را مقراض كنم پس نسيان كردم و از بالاى قبضه ريش خود را مقراض كردم « 1 » . سوم : ابو عمرو محمد بن عبد الواحد ملقب به « مطرّز » معروف به « غلام تغلب » « 2 » . از قاضى تنوخى نقل است كه گفته : من احفظ از او نديدم . املا كرد از حفظ خويش سىهزار ورقه و نه ورقه . چهارم : شيخ الرئيس ابو على حسين بن عبد اللّه بن سينا « 3 » . از او نقل است كه گفته : چون به حدّ تميز رسيدم مرا به معلم قرآن سپردند ، پس از آن به معلم ادب . پس هرچه را شاگردان قرائت مىكردند بر استاد اديب من حفظ مىكردم به علاوه استادم مرا تكليف كرد به كتاب الصفات ، و كتاب غريب المصنف ، و به ادب الكاتب ، و به اصلاح المنطق ، و به كتاب العين ، و به شعر حماسه ، و به ديوان ابن رومى ، و به تصريف مازنى ، و به نحو سيبويه . پس من حفظ كردم اين كتب را در يك سال و نيم ، و اگر تعويق استاد نبود حفظ مىكردم آن‌را در كمتر از اين زمان و به‌علاوهء اينها نيز حفظ مىكردم وظايف صبيان را در مكتب . پس چون به ده سالگى رسيدم در بخارا تعجب مىكردند از من . پس شروع كردم به فقه پس چون به دوازده سالگى رسيدم فتوا مىدادم در بخارا به مذهب ابو حنيفه . پس شروع كردم در علم طب و تصنيف كردم قانون را ، و من به سن 16 سالگى بودم . پس مريض شد نوح بن نصر سامانى ، پس جمع كردند اطبا را براى معالجهء او و مرا نيز حاضر كردند و من معالجهء او كردم . معالجهء مرا بهتر از معالجه‌هاى تمامى طبيبان ديدند « 4 » ، پس به دست من خوب شد و من خواهش كردم كه وصيت كند

--> ( 1 ) . الانساب ، ج 10 ، ص 454 و ترجمه او در الكنى و الالقاب ، ج 3 ، ص 117 ، ( كد معرفى ، 1366 ) ؛ اعيان الشيعه ، ج 10 ، ص 265 ؛ الأعلام زركلى ، ج 9 ، ص 87 ؛ رجال نجاشى ، ص 305 ؛ ريحانة الادب ، ج 5 ، ص 173 و الذريعه ، ج 1 ، ص 224 ، ج 2 ، ص 173 و ج 21 ، ص 268 ( 2 ) . در الكنى و الالقاب غلام ثعلب و اين صحيح است ( 3 ) . ر . ك : زندگى دانشمندان ( قصص العلماء ) ، ص 297 ( 4 ) . و نيز : الكنى و الالقاب ، ج 1