الشيخ عباس القمي
733
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
به خازن كتابخانهاش كه هر كتابى كه من طلب كنم به من عاريه بدهد ، او چنين كرد . پس ديدم در خزانهء او كتب حكمت را از مصنّفات ابو نصر بن طرخان فارابى پس مشغول شدم به تحصيل حكمت شب و روز تا حاصل كردم آنها را . چون عمرم به سن بيست و چهار رسيد فكر كردم با خود ، نبود از علوم چيزى كه من نشناسم او را . در غرهء شهر رمضان سنهء 427 در همدان وفات يافت . در تاريخ او گفته شده : حجة الحق ابو على سينا * در « شجع » آمد از عدم به وجود در « شصا » كسب كرد جملهء علوم * در « تكز » كرد اين جهان بدرود قبرش در همدان است و من بر سر مزار او رفتهام و اين دو بيت مذكور را ديدم كه بر قبر او نوشتهاند . پنجم : ابو اسماعيل خواجه عبد اللّه انصارى هروى . از احفاد ابو ايوب انصارى رحمه اللّه صاحب كتاب منازل السائرين و مناجات فارسيه و كلمات حكميهء مشهوره است كه از جملهء آنهاست : « الهى ، هركه را عقل دادى چه ندادى ، و هركه را عقل ندادى چه دادى ؛ الهى ، اگر كاسنى تلخ است از بوستان است و اگر عبد اللّه مجرم است از دوستان است » . در حدود سنهء 481 وفات يافت ، در كازرگاه هرات به خاك رفت . از حفظ او نقل شده كه گفته : جارى نمىشود قلمم بر چيزى مگر آنكه حفظ مىكنم آنرا ، و من حفظ دارم از ظهر قلب سيصدهزار حديث به هزار هزار اسناد . و از او نقل است كه گفته : آنچه من كشيدهام در طلب حديث مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلم هرگز احدى نكشيده . يك منزل از نيشابور تا ذرباد باران مىآمد در حال ركوع راه مىرفتم و جزوههاى حديث را در زير شكم نهاده بودم . و گفته است كه ، شب در پاى چراغ حديث مىنوشتم و فراغت نان خوردن نداشتم ، مادرم نان پاره لقمه مىكرد و در دهان من مىنهاد . و عنه أيضا قال : كنت أمضي في كلّ بكرة إلى المقابر فأقرأ هناك ما تيسّر لي من القرآن ، ثم أرجع فأحضر الدرس و أكتب على ستّة وجوه من الأوراق و أحفظ كلّ ما أكتب ثم أقرأ درسي على المؤدّب و أكتب و أحفظ . ششم : ابو بكر محمد بن عمر بن محمد معروف به « جعابى » قاضى موصل از