مجموعة مؤلفين
88
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
روزه را نوشتم بعد خوابيدم ناهار نخوردم ، حال نداشتم ، ظهرى بيدار شدم چاى صرف شد . آقا سيد احمد ، رفيق ميرزا مهدى ، قدرى رطب تازه به جهت ما داد و خودش هم آمد رطب هسته « 1 » نداشت و هسته دار هم داشت ، خوردم . بعد ، خانه شيخ محمد قندهارى رفتم ، تا غروب بعد حرم مشرف شدم نماز جماعت خوانده مراجعت نمودم با آقا سيد على منزل ، شام پلو خرما داشتيم صرف شد . بعد با هم حرم رفتيم تا درب حرم مطهر را با هم بستيم ، رفتيم بالا خانه آقا سيد على بالاى درب ناصريه خوابيديم . « 2 » هشت ساعت از شب گذشته بيدار شديم ، چاى صرف شد حرم رفتيم درها را باز كرديم و چراغهاى حرم را روشن كرديم نماز شب خواندم و زيارت كردم بعد حرم حضرت عباس مشرف شدم ، صبح شد . [ آينه كارى رواق رو به قبله حرم حسينى ] روز دوشنبه چهارم [ صفر ] : [ در ] كربلا ، نماز صبح را با جماعت خواندم بعد زيارت كردم و به منزل آمدم . رواق رو به قبله حضرت سيد الشهداء را با مسجد پشت سر ، خواهر حسين قلى خان بختيارى آينه كرده است ، خيلى خوب شده است . بعد ، بازديد ميرزا حسين ، برادر آقا ميرزا صالح رفتيم ، قهوه و شيرينى آوردن ، صرف شد . بعد به بازار رفتم كفنى به جهت خود ابتياع كرديم و به آب فرات شستم . بعد ، منزل آمده ، ناهار آبگوشت و ماست و پلو و رطب داشتيم . [ 53 ] در بين ناهار ، آقا سيد احمد آمد او هم ناهار خورد ، بعد من خوابيدم ، دو ساعت به غروب مانده ، بيدار شدم ، ديدم دو نفر از اقوام آقا سيد صادق به ديدن ما آمده بود ، چاى صرف شد ، بعد حرم حضرت عباس مشرف شدم ، نماز جماعت خواندم و حرم حضرت سيد الشهداء مشرف شدم تا دو ساعت از شب گذشته ، بعد به حرم حضرت عباس مشرف شدم ، مراجعت به منزل نمودم ، آقا سيد احمد هم آمد . شام ، خرما پلو داشتيم صرف شد ، بعد خوابيديم .
--> ( 1 ) . اصل : حسته ( 2 ) . اصل : خوابيدند