مجموعة مؤلفين
89
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
روز سه شنبه پنجم [ صفر ] : [ در ] كربلا ، دو ساعت به صبح مانده با آقا سيد رضا حرم مشرف شديم زيارت كرده و قهوه خانه رفتيم چاى صرف شد ، بعد حرم حضرت عباس مشرف شدم ، مراجعت كرده ، دوباره به حرم حضرت سيد الشهداء زيارت كرده ، نماز جماعت خواندم ، مراجعت به منزل نمودم . هنوز ميرزا مهدى خان خوابيده بود ، بيداركردم مشاراليه را ، بعد آقا سيد احمد آمد و آقا سيد على كوچك ، فرستاديم آقا سيد ابوالقاسم رفت شخص كفن نويسى را آورد كفنى به جهت خودم گرفته بودم ، بريد و قرار گذاشتيم بنويسد ، بعد آنها رفتند . ناهار ، آبگوشت و ماست و پلو داشتيم ، صرف شد ، خوابيدم . سه ساعت به غروب مانده ، بيدار شدم ، چاى خورده حرم مشرف شدم ، نماز خواندم ، حرم حضرت عباس مشرف شدم ، [ 54 ] زيارت كرده ، مراجعت نمودم . رفتم منزل ميرزا حسين خودمان ، مغرب مراجعت نمودم ، رفتم حرم ، نماز جماعت خواندم ، زيارت نمودم ، حرم حضرت عباس مشرف شدم ، مراجعت نموده منزل آمدم . شام ، ماش پلو داشتيم صرف شد . بعد از شام من و آقا سيد رضا و ميرزا مهدى خان دوباره حرم مشرف شديم ، تا زمانى كه در بسته شد مراجعت نموده ، خوابيديم . [ روزى سه بار شپش كشان ] روز چهارشنبه ششم [ صفر ] : [ در ] كربلا ، دو ساعت به صبح مانده حرم مشرف شديم ، بعد از زيارت ، به [ حرم ] حضرت عباس مشرف شديم ، از آن جا به قهوه خانه رفتيم من و آقا سيد رضا ، چاى صرف شد ، خواستم پول آن ها را بدهم سيدى كه قوم « 1 » آقا سيد محمد على بود كه در تهران بود آمد قهوه خانه ولى نگذاشت من پول آن را بدهم او ما را مهمان كرد . بعد ، حرم مشرف شديم ، نماز جماعت خواندم و وعظ گوش داده منزل آمدم و مشغول روزنامه نويسى گرديدم . بعد مشغول تفتش شپش ها گرديديم ، روزى سه مرتبه شپش كشان داريم ، باز هر جا كه مى خوارد ، يك عدد شپش است . چون در كربلا بى پول و بى كار بوديم ، خدا نخواسته ما را بيكار بگذارد كه دق نماييم .
--> ( 1 ) . خويشاوند . دهخدا ، ذيل واژه .