مجموعة مؤلفين
82
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
نموديم ، بعد از زيارت تا عصر ، منزل آمده ، چاى صرف شد وضو تجديد نموده به حرم رفتيم بعد به حضرت عباس رفتيم ، ميرزا مهدى هم رسيد ، بالاى گلدسته رفتيم . عصرى منزل آمديم ، غروب به حرم حضرت سيد الشهداء مشرف شدم پاى وعظ حاجى ملا باقر رفتم ، بعد از نماز جماعت آخوند ملا حسين ، تا دو ساعت از شب گذشته . يك كاغذ به طهران نوشتم شام خورش كدو داشتيم صرف شد خوابيديم . [ نصب سنگ قبر به ديوار ] روز شنبه بيست و پنجم [ محرم ] : [ در ] كربلا ، صبح برخاسته ، حرم مشرف شدم نماز خوانده حضرت عباس رفتيم بعد چاپار خانه رفتيم و تلگراف خانه به چاپار آمده بود [ 44 ] و نه جواب تلگراف رسيده بود ، مراجعت كرديم منزل . ناهار آبگوشت و ماست و پنير و خرما خورديم بعد مشغول كاغذ نويسى طهران شدم ، تمام شد پاكت نمودم دادم شيخ حسن پسر شيخ اسد الله با يك قران برد چاپارخانه و سفارش كرد و آمد . بعد آقا سيد على ، پسر آقا سيد جواد ، منزل ما آمد چاى مىخورديم مكارى خودمان آمد و پول طلبش را مىخواست ، داديم . گفت ، ميرزا حسين از سامره آمده ، من و ميرزا مهدى به ديدن او رفتيم ، قدرى از ميرزا سيد على صحبت داشتيم . بعد با هم حرم حضرت عباس رفتيم ، بعد به حرم سيد الشهداء مشرف شديم . شخصى گفت كه چاپار آمده و كاغذ از شما دارد ، فرستادم شيخ حسن را ، گفتند فردا ، نماز خوانده زيارت كرديم ، در ايوان قدرى نشسته به منزل آمدم مشغول روزنامه نويسى گرديدم . ولى ازبابت بى پولى و نيامدن آقا سيد رضا خيلى اوقاتمان تلخ است كه هيچ نمى فهميم . شام هم پلو خرما داريم ، و يك دست كاسه رب انار هم آدم ميرزا هادى خان به جهت ما تعارف آورده ، لقمه [ اى ] چهل و شش شاهى است . سنگ را خواستيم نصب نمائيم ، بزرگ است بايد به ديوار نصب كنيم . من گفتم ، باشد ، تا آقا سيد رضا بيايد آن هم ببيند كه فردا در طهران ريزه خوانى « 1 » ننمايد و ما را خدمت والده [ 45 ] مقصر نسازد ، شام خورده خوابيديم .
--> ( 1 ) . ريزه خوانى كردن ، بد گفتن ، به نهانى عيب گرفتن . دهخدا ، ذيل واژه .