مجموعة مؤلفين

81

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

ناهار آبگوشت و ماست و پلو داشتيم ، بادمجان در كربلا پيدا نمىشد كدو بود . من با شيخ حسن به بازار رفتيم يك جفت چكمه دادم به جهت من بدوزند ، چكمه نداشتم . بعد قدرى در صحن حضرت عباس مشرف شديم ، گريه كرديم « 1 » و زيارت كرديم ، بعد منزل آمدم . ميرزا هادى خان باليوز به ديدن ما آمد با آقا سيد مهدى زيارتنامه خوان هندى ها ، چاى صرف شد و يك شيشه عطر آقا سيد مهدى به من تعارف داد ، آن ها رفتند و وضو ساخته حرم مشرف شديم . آقا سيد جواد را ديدم ، گفت ، سنگ را كار بگذاريد ، محض خاطر شما قبول كرديم . قرار شد ، فردا كار گذاشته شود . بعد حرم مشرف شدم نماز جماعت خوانده زيارت كردم به حضرت عباس رفتم سه ساعت از شب گذشته مراجعت به منزل نمودم مشغول روزنامه نويسى شدم . شام هم خورش كدو داريم با چلو ، دو نارگيل تازه با شير خريدم و خوردم به جهت آنكه ادرارم زياد شده بود ، بلكه معالجه شود ، ديگر با خداست . [ امام جماعت روضه حسينى و واعظ آن ] روز پنج شنبه بيست و سوم [ محرم ] : [ در ] كربلا ، صبح زيارت رفته نماز خوانده ، به حضرت عباس رفتيم مراجعت نمودم ، منزل آمديم . آقاى آقا ميرزا حسين ، برادر آقا ميرزا صالح و كليددار حضرت عباس با عمويش و آقا سيد على به ديدن ما آمدند ، [ 43 ] چاى و قهوه صرف شد ، رفتند . ناهار ، خورديم اشكنه و ماست و خرما و پنير و سرشير بعد من خوابيدم تا عصر بعد وضو ساخته حرم مشرف شديم تا ساعت سه بعد آمديم . شام ، قورمه سبزى داشتيم ، خورده ، خوابيدند . من حرم مشرف شدم تا ساعت هفت و روضه حاجى گلشن را هم دادم ، خواندند . سر شب حضرت عباس خواندند و بعد از شام حضرت سيد الشهداء ، بعد مراجعت نموده خوابيدم . صبح برخاستم ، دير پاشدم . روز جمعه بيست و چهارم [ محرم ] : [ در ] كربلا ، صبح حرم مشرف شدم بعد به حضرت عباس رفته ، برگشتم منزل . ناهار ، آبگوشت و ماست و پنير داشتيم ، صرف شد . ميرزا مهدى به حرم نيامد كاغذ به طهران مى نوشت ولى من و پسر شيخ اسدالله دوباره به حرم رفتيم و در صحن گردش

--> ( 1 ) . اصل : گريديم