مجموعة مؤلفين
80
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
شديم ، شمع را زدم بالاى سر شمعدان ، زيارت خواندم و نماز پشت سر شيخ زين العابدين خواندم . بعد حرم حضرت عباس مشرف شدم مراجعت نموديم به منزل ، چهار ساعت از شب گذشته بود ، شام قورمه سبزى و چلو داشتيم با شيخ حسن پسر شيخ اسدالله صرف شد . روزنامه سه روزه را نوشتم تا ساعت شش و بعد خوابيدم ولى از بى پولى و نيامدن آقا سيد رضا خيلى اوقاتمان تلخ است . پول تذكره و مخارج دفن را ، آقا سيد على از خودش داد . ما پولى نداريم به مشاراليه بدهيم تا آقا سيد رضا بيايد به رضا قلى خان تلگرافى نوشتم بلكه صد تومان به جهت من تلگرافى بگيرد بدهد كه عراده « 1 » راه بيفتد ، اگر بدهد . روز چهارشنبه بيست و دوم [ محرم ] : [ در ] كربلا ، يك ساعت به صبح مانده برخاستم به تنهائى وضو ساخته حرم مشرف شدم ، بعد از زيارت و نماز جماعت صبح ، در ايوان آمده نشستم با آقا سيد على صحبت داشتيم تا نيم ساعت از آفتاب برآمده ، بعد با پسر شيخ اسدالله رفتيم به حرم حضرت عباس ، در بين راه خيال گرفت كه شير چاى بخوريم در قهوه خانه رفتيم دو فنجان شير چاى خورديم ، بعد حرم مشرف شديم . بعد از زيارت به تلگراف خانه رفتم دو تلگراف به طهران زدم ، قيمت دو تومان ، بيست كلمه يك تومان مى گيرند يك طرفه ، دو طرفه قبول ندارند مگر ذمه قبول كند شخصى ، يكى به رضا قلى خان زدم كه پول حواله تلگرافى بدهد و يكى احوال پرسى از خانه خودم كردم . هركه ذمه قبول كند ، جواب را بايد معادل پولى كه مىدهد دوبرابر بدهد ، جواب مى دهند و الا جواب [ 42 ] به آن طرف است كه بايد پول بدهند بزنند . بعد ديدم ميرزا مهدى خان هم آمد آن هم تلگرافى به طهران زد . در تلگراف خانه ، بجز پول ضرب قسطنطنيه پول ديگرى نمىگيرند . بعد ما هم مراجعت كرديم ، منزل آمديم .
--> ( 1 ) . اصل : ارّاده .