مجموعة مؤلفين
65
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
نمايند ، صرف شود . مختصر ، روزى [ 23 ] يك وجب راه مىرويم آن هم به پهنا ، خدا عاقبت ما را بخير نمايد . جو ، منى دويست و پنجاه دينار ، كاه ، منى پنجاه دينار است و نان ، منى چهارصد دينار و گوشت ، چهاريكى ، سيصد دينار است ، هيزم ، منى يك صد و پنجاه دينار ، انگور ، چهار يكى ، دويست و پنجاه دينار . آقا سيد تقى ، له الحمد ، بهتر است . ولى اسبم خيلى مىشلد كه يدك آورده ايم . قران را يك شاهى كسر مىكنند در اين منزل ، يعنى قران كهنه را ، ولى نو را بيشتر كسر مىكنند . سه ساعت به صبح مانده ، باران شديدى گرفت كه در آن بيابان از شدت باران ، عقول حيران و زوار مشغول نار حران بودند « 1 » . سه ساعت باران آمد ، همگى ماها در ترى آب ايستاده بوديم ولى من عباى نمد داشتم چندان تر نشدم ولى سايرين خيس شده بودند . صبح آتش روشن كرديم گرم شديم . زوار بار كردند و گفتند ، ما مىرويم ، ظهير الملك لابد مىشود ، سوار همراه كند . [ همراهى سربازان با زوار درراه قصر شيرين ] روز سه شنبه هفتم [ محرم ] : [ منزل ] قصر شيرين ، از پل الى قصر پنج فرسنگ است . پنجاه سوار همراه ما آمد تا ميان راه ، پنجاه سوار ديگر از قصر پيش آمده بودند با زوار از كربلا مراجعت كرده بودند ، سوار كه همراه ما بود آنها را برد . ما را آن پنجاه سوار كه از شاهسون بغدادى بود ، برد در قصر شيرين ، با پنجاه سرباز بردند به قصر . در بين راه سه برج ساخته اند به جهت جاى قراول و سرباز هم داشت كه اگر سوارى پيدا شود شيپور مىزنند و خبر مىكنند . [ در ] اين راه تپه و ماهور زياد است ، تپه هاى بزرگ كه ممكن است پشت هر تپه دويست سوار پنهان شود ، در اين راه چلبى مىرسد . سنگلاخ زياد دارد تا يك فرسنگى قصر شيرين ، قصر شيرين ديوار آن معلوم است . تخميناً ، به قدر [ 24 ] اسب دوانى طهران ، بزرگى آن مىشود و قطر ديوار ، تخميناً پنج زرع است . از سنگ است و ديوار آن و عمارات آن هم از سنگ بود . ولى همان تپه سنگ آن معلوم است كه علامت عمارت است . در آبادى كه هست ، همگى سنى
--> ( 1 ) . دراصل جمله بدين صورت است : مشغول نار حران ، زوار بودند .