مجموعة مؤلفين

60

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

شش ساعت به غروب مانده ، وارد هارون آباد شديم . كربلائى اسماعيل پيش رفت منزل بگيرد ، يك منزل بسيار بدى گرفته بود ، از بس كه دود خورديم خفه شديم . به مشاراليه گفتيم ، اين چه خانه است كه گرفته نه جاى مال دارد نه جاى آدم ، [ از ] آب هم دور هستيم ، جواب گفت : آن دو من هيزم كه به جهت من گرفتيد كه شپش خودم را [ 17 ] بكشم مىخواستيد نگيريد . با آسيدرضا ، خيلى سراين گفتگو كه حرف مفت زده بود نزاع كردند ، كه آسيدرضا مىگفت ، كه تو چه گرفته [ اى ] تا به حال كه ما پول آن را نداديم . مختصر ، كربلائى اسماعيل تاكنون يك چشم مرغ را به جهت ما كور نكرده بجز اين كه مزخرف گوئى مىنمايد . آسيدرضا اگر چه تند است ولى به همه كار مىرسد . آقا سيد تقى خيلى حالش بد است . ناهار قدرى ماست گرفتيم با نان كسمه « 1 » آب دوغ خورديم و خوابيديم . عصر برخاسته ، چاى خورده ، نماز خوانديم . به سياحت لب رودخانه رفتيم ، قلعه و خانه بسيارى خرابه ديديم ، جويا شديم ، كه چرا اين‌ها خراب شده ؟ گفتند ، رضا قلى خان خراب كرده ، اين‌ها با امير چلبى همدست بودند به حكم دولت خراب نمود . خيلى خوب قلعه بود . [ هرزگى همسفران و دلتنگى نويسنده ] در اين جا ، زن‌هاى خيلى خوشگل پيدا نمىشود كه دخلى به سر زنانى كه در اين دو منزل است ندارد و خيلى خوب هستند . عطا و عبدالحميد ، با دختر صاحبخانه ما گويا از قرارى كه شنيديم كارى هم كردند ، اگر من عيال نمى داشتم و مثل اين نوع مردمان چلاس بودم ، خوددارى نمىتوانستم بكنم ، ولى خداوند مرا چلاس و هرزه و بى عار قرار نداد و خلق نفرمود ، به نظر من جلوه نمىكردند . لطف الهى شامل من بود از بى عارى آقايان خيلى در تعجب هستم كه زنانشان معطل صد دينار است [ 18 ] و اين ها ، به هيچ وجه در خيال نيستند و مشغول هرزگى « 2 » خودشان مىباشند .

--> ( 1 ) . نان كليچه ، نان كماچ كوچك . همان ( 2 ) . اصل : هرزه‌گى