مجموعة مؤلفين
59
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
[ ازدحام زوار دربيابانهاى كرمانشاه ] در اين منزل ، سيد تقى خيلى احوالش بد بود مىخواستند به كرمانشاهان برگردانندش نزد ميرزا سيد على ، به ملاحظه اينكه مبادا « 1 » نزد خانجان مقصر شويم گفتيم ، همراه مى بريم ، مرد مرد ، ماند ماند . دواى سه روزه به جهت او برداشتيم از قرار گفته حكيم ، ما كه اميدى نداريم شفا با خداست ، انشاالله خدا شفا بدهد . [ 16 ] چون ده روز بود زوار را در كرمانشاه نگاه داشته بودند به جهت غدقن . جمعيت زياد بود جا به هيچ وجه پيدا نمىشد . نصف زوار در بيابان افتاده بودند در زيان . « 2 » كربلائى اسماعيل گفت ، هرگاه پلو درست مى كنيد به جهت خودشان نمايند . ماها ، پلو نمىخواهيم هرچه مى خواهيم به جهت خودمان مى خريم ، قبول شد . با وجود آن ، گفتيم ، شبى نيم من به جهت ما بريزند . بعد گفتيم ، كم است سه چارك نمايند . [ در ] ماهىدشت « 3 » كربلائى اسماعيل آمد و شكايت نمود كه برنج ، مارا كم است و مىخواهيم پلو ، گفتيم قوه نيست كه هر شب همگى را ما پلو بدهيم تا سيرشويد يك شب آبگوشت درست نمائيد و يك شب پلو ، قبول شد . اين راه قدرى تپه خاكى دارد مابقى آن هموار است . دربين راه ، عطا باپنجاه نفر سرباز سر دو چوب هيزم كه مال زوار را برده بودند دعوا كرد به تنهائى ، اين هم خريت مشا ر اليه است كه ذكر شد . شب جمعه سوم [ محرم ] : [ منزل ] هارون آباد « 4 » دو ساعت به صبح مانده حركت نموديم ، در راه به جهت باران دو روز قبل گل و آب زياد بود . كجاوه خانم باجى افتاد و بار مسى او ، دم كاروانسرا گم شد ، به هزار مرافعه پيدا نموديم ولى دبه مسى روغن او را بردند . شش فرسنگ است .
--> ( 1 ) اصل : نه بادا ( 2 ) . شكل ديگر زيون . ( 3 ) . يكى از دهستانهاى بخش مركزى شهرستان كرمانشاهان دشت ماهى دشت به عرض تقريبى 6 الى 12 هزار گز و به طول 80 هزار گز بين دو رشته كوهستان واقع شده است . دهخدا ، ذيل واژه . ( 4 ) . هارون آباد ، نام قديم شاه آبادغرب است ، اين شهر برسه راهى كرمانشاه ، ايلام وقصر شيرين واقع است . امروز آن را اسلام آباد غرب مى خوانند . همان