مجموعة مؤلفين

317

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

بنده تعجب نمودم كه در اين [ 4 ] تاريكى چگونه اين دو زن در ميان بيابان مىروند و با خود آواز بلند مىخوانند . لهذا ، از همان راهى كه بنده مى رفتم و آنها نيز مشغول رفتن بودند مرا ديده و احوال پرسى از خود و ولايتم نمودند ، تفصيل حالات خود را بيان داشتم و مشغول گفتگو بوديم تا قدرى هوا روشن شد . آن وقت در نهايت احترام و شوق و شعف از بنده تمنا نمودند كه ما هر كدام فرد شعرى مىخوانيم شما هم بخوانيد ، بنده هم چون خيال شكار داشتم با آنها همراهى نموده هرطور كه خواهش كردند به وضع افغانى خود خواندم ، تا به قلعه آنها رسيديم ، خواستم با آنها خداحافظى كنم و عقب صيدى بروم ايشان مانع شده و عنفاً مرا به قلعه بردند و بناى شوخى را گذاشتند و در اين قلعه جز دو نفر عيال مذكور كسى را نديدم چون ماه رمضان بود ، گويا اهالى قلعه براى عبادت به شهر رفته بودند يا در خواب بودند . لهذا ، متوحشانه از قلعه خارج شدم كه مبادا خداى ناخواسته فريب شيطان را در اين راه بخورم ، چون اناثيه مذكور مرا مايل نديدند ، مايوس شدند ، هر كدام خدحافظى نموده التماس دعايى گفتند و بنده از خيال صيد مرغابى گذشته ، به كاروانسرا مراجعت و سه ساعت از روز گذشته ، حركت نموده يك ساعت از شب رفته به قريه ريوند « 1 » فرود آمديم ، مسافت چهار فرسنگ . [ ديدار با امين السلطان اتابك صدر اعظم ] ودراين شب ، حضرت اشرف اتابك اعظم « 2 » كه از تهران عازم خراسان بودند به اين قلعه اطراق داشتند . جناب خدايگانى و بنده شرفياب حضور حضرت معظم اليه شده ، به دلالت جناب شمس العلماء نديم باشى ، كه پيشكار معظم اليه است ، نهايت احترام و پذيرايى را فرموده بذله مدد ، مخارجى هم فرمودند و حضرت خدايگانى بعد از جواب و سؤال زياد و اظهار بعضى مطالب كه

--> ( 1 ) . در 30 كيلومترى سبزوارقرار دارد و از توابع بخش داورزن واكنون مركز دهستان باشتين مىباشد ودرحاشيه جاده بين المللى سبزوار ، تهران است . همان ( 2 ) . ميرزاعلى اصغرخان امين السلطان ( 1274 - 1326 ه - ق ) ، معروف به اتابك ، وى توانست در زمان سلطنت سه پادشاه قاجار ، ناصرالدين شاه ، مظفرالدين شاه و محمدعلى شاه ، صدراعظم شود . بامداد ، ج 2 ، ص 389 .